اگر خدا بی نیاز است چرا می آفریند؟
۱۴ مهر ۱۴۰۵ 0 معارف*توضیح شبهه
یکی از شبهاتی که معمولاً در علم کلام مطرح گردیده و مورد بحث و بررسی قرار می گیرد، آن است که اگر خدا بی نیاز است چرا می آفریند؟ آنهایی که این شبهه را مطرح نمودند می گویند آیا نقصی در ذات خدا وجود دارد تا به وسیله آفرینش، آن نقص از خدا برطرف گردد و اگر خدا بی نیاز است پس چرا دست به آفرینش رده است؟
قرآن کریم در رابطه با مسئله خلقت مفصل بحث نموده و بحث آفرینش را دارای اهداف و غرائضی دانسته است اما باید ببینیم که اگر در آفرینش اهدافی وجود دارد چه جواب و چه توجیهی را در قبال این شبهه آماده کرده است. که انشاءالله به آن خواهیم رسید.
*پاسخ
پاسخ این شبهه در سه مرحله بیان می گردد:
الف - حکمت خداوندی اقتضای هدفمند بودن خلقت را دارد
(أَ فَحَسِبْتُمْ أَنَّما خَلَقْناکُمْ عَبَثاً وَ أَنَّکُمْ إِلَیْنا لا تُرْجَعُونَ)1 ؛ «و آیا پنداشتید که شما را بیهوده آفریده ایم و این که شما به سوی ما بازگردانده نمی شوید؟!».
از این آیه مبارکه می فهمیم که مسئله خلقت عبث و بیهوده نبوده چرا که ذاتی که به عنوان واجب الوجود مطرح است باید حکیم باشد و محال است از او کار لهو و بیهوده سر زند بلکه تمامی افعال خدا دارای اهدافی هست از جمله آن معاد و مسئله رستاخیز است که آیه کریمه به آن اشاره می کند قرآن کریم به خاطر عبث نبودن آفرینش انسان را خطاب می کند که ای انسان بدان که تو بر اساس هدف و غرضی آفریده شده ای و روزی خواهد رسید که تو به سوی معبود خویش رجوع می کنی. در قرآن کریم آیات دیگری نیز داریم که به روشنی بیان می کند که مسئله آفرینش چیز باطل و بازیچه ای نیست آنجا که می فرماید.
(اَلَّذِینَ یَذْکُرُونَ اللّهَ قِیاماً وَ قُعُوداً وَ عَلی جُنُوبِهِمْ وَ یَتَفَکَّرُونَ فِی خَلْقِ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ رَبَّنا ما خَلَقْتَ هذا باطِلاً سُبْحانَکَ فَقِنا عَذابَ النّارِ)1 ؛ «(همان) کسانی که [در حال] ایستاده و نشسته و بر پهلوهایشان [آرمیده]، خدا را یاد می کنند و در آفرینش آسمان ها و زمین تفکّر می کنند؛ (در حالی که می گویند: ای) پروردگار ما! این [ها] را بیهوده نیافریده ای؛ منزّهی تو؛ پس ما را از عذابِ آتش حفظ کن!»(1).
خداوند متعال در این آیه شریفه احوال بندگان ذکرگزار خویش را توصیف می کند که می گویند (رَبَّنا ما خَلَقْتَ هذا باطِلاً سُبْحانَکَ فَقِنا عَذابَ النّارِ )، «ای) پروردگار ما! این [ها] را بیهوده نیافریده ای؛ منزّهی تو؛ پس ما را از عذابِ آتش حفظ کن!».
علامه طباطبایی رحمه الله ذیل آیه می آورد «و کلمه باطل» به معنای هر چیزی است که در آن هدفی و غرضی معقول نباشد و به قول خدای تعالی در مثال سیل و کف آنجا که می فرماید. (فَأَمَّا الزَّبَدُ فَیَذْهَبُ جُفاءً وَ أَمّا ما یَنْفَعُ النّاسَ فَیَمْکُثُ فِی الْأَرْضِ)3 ، «و امّا کف به کناری می رود، ولی آنچه به مردم سود می رساند، پس در زمین می ماند». و به همین جهت اندیشمندان بعد از آنکهباطل را از عالَم خلقت نفی می کنند، این معنا برایشان کشف می شود که پس به طور مسلم مردم برای جزا دوباره محشور خواهند شد، و در آن عالم ستمگران کیفر خواهند دید، آن هم کیفری خوارکننده که همان آتش باشد، و ممکن نیست کسی یا عاملی این کیفر را و مصلحت آن را باطل و یا رد کند، چون بدون حشر مساله خلقت، باطل خواهد شد(2).
یکی از آیات دیگری که به این مسأله اشاره می کند. (أَ لَمْ تَرَ أَنَّ اللّهَ خَلَقَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ بِالْحَقِّ إِنْ یَشَأْ یُذْهِبْکُمْ وَ یَأْتِ بِخَلْقٍ جَدِیدٍ)2 ؛ «آیا اطلاع نیافتی که خدا، آسمان ها و زمین را به حق آفریده است؟! اگر بخواهد، شما را (از میان) می برد و آفرینش جدیدی می آورد». در این آیه کریمه خداوند متعال خلقت آسمان ها و زمین را از روی واقعیت و حقیقت می داند یعنی دارای هدف و مقصود. چرا که مقابل حق همان بطلان است پس امر خدا حساب شده و هدف دار است و از جمله (إِنْ یَشَأْ یُذْهِبْکُمْ وَ یَأْتِ بِخَلْقٍ جَدِیدٍ)3 فهمیده می شود که ذات خدا بی نیاز از همه چیز است و مخلوقات او در خلقت هیچ نقشی را که به وسیله آن نقصی برطرف شود ندارند به همین خاطر است که می فرماید اگر خدا بخواهد شما را از بین می برد و خلق دیگری ایجاد می کند! بعضی از مفسران نیز ذیل این آیه مفصل بیان کردند و این آیه را دلیلی بر بی نیازی خدا از هر مخلوقاتی دانستند(3).
دیگری از آیات قرآن نیز به این مسأله پرداخته می فرماید. (وَ ما خَلَقْنَا السَّماءَ وَ الْأَرْضَ وَ ما بَیْنَهُما لاعِبِینَ)5 ؛ «و آسمان و زمین و آنچه را در میان آن دو است به بازیچه نیافریدیم».این آیه به طور صریح دلالت دارد بر اینکه خداوند از خلقت آسمان و زمین و آنچه که بین آن دو است هدف و غرضی دارد یعنی بیهوده نیست. پس آن چه که از این آیه استنباط می شود آن است که نظام آفرینش اعم از کرات، ذرات، جمادات، نباتات، حیوانات و... دارای هدف و مقصودی است و ما آن اهداف را در آیات دیگر به زودی مورد جستجو قرار می دهیم.
آنچه که تا الآن معلوم شد آن است که حتماً خلقت خدا دارای هدفی بوده و عبث نبوده است اما حالا سوال این است که مسئله آفرینش متوقف بر چه اهدافی است؟
ب - هدف خلقت
در قرآن کریم اهداف متعدد در برای خلقت ذکر شده که به برخی از آن ها اشاره می کنیم. یکی از آیات که بازگوی هدف آفرینش است، این آیه است که می فرماید:
(وَ هُوَ الَّذِی خَلَقَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ فِی سِتَّهِ أَیّامٍ وَ کانَ عَرْشُهُ عَلَی الْماءِ لِیَبْلُوَکُمْ أَیُّکُمْ أَحْسَنُ عَمَلاً وَ لَئِنْ قُلْتَ إِنَّکُمْ مَبْعُوثُونَ مِنْ بَعْدِ الْمَوْتِ لَیَقُولَنَّ الَّذِینَ کَفَرُوا إِنْ هذا إِلاّ سِحْرٌ مُبِینٌ)1 ؛ «و او کسی است که آسمان ها و زمین را در شش روز [و دوره] آفرید؛ و تخت (جهان داری و تدبیر هستی) او بر آب بود؛ تا شما را بیازماید که کدامتان نیکوکارتر است؛ و اگر بگویی: «در حقیقت، شما بعد از مرگ، برانگیخته می شوید.» حتماً کسانی که کفر ورزیدند می گویند: این، جز سحری آشکار نیست»(4).
مطلبی که آیه به آن اشاره می کند هدف آفرینش جهان هستی است همان هدفی که قسمت عمده اش به گل سرسبد این جهان یعنی انسان باز می گردد. انسانی که باید در مسیر تعلیم و تربیت قرار گیرد و راه تکامل را بپوید و هر لحظه به خدا نزدیک تر شود می فرماید این آفرینش با عظمت را به این خاطر قرار داد که شما را بیازماید تا کدامین بهتر عمل می کنید (لِیَبْلُوَکُمْ أَیُّکُمْ أَحْسَنُ عَمَلاً )(5).
پس یکی از اهداف خلقت به خاطر امور خود انسان است یعنی آزمایش انسان، همان انسانی که سر تا پا نیازمند است، انسانی که بدون آزمایش و امتحان و بدون عمل نیک به کمال و سعادت نخواهد رسید. پس آفرنیش جهان نه تنها هیچ ارتباطی با نیازمندی خدا ندارد بلکه لطفی است از جانب خداوند برای بندگان. دیگر از آیات قرآن که به بازشماری هدف خلقت می پردازد این آیه است: (اَللّهُ الَّذِی خَلَقَ سَبْعَ سَماواتٍ وَ مِنَ الْأَرْضِ مِثْلَهُنَّ یَتَنَزَّلُ الْأَمْرُ بَیْنَهُنَّ لِتَعْلَمُوا أَنَّ اللّهَ عَلی کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ وَ أَنَّ اللّهَ قَدْ أَحاطَ بِکُلِّ شَیْءٍ عِلْماً)2 ؛ «خدا کسی است که هفت آسمان را آفرید و از زمین (نیز) همانند آنها را. فرمان (او) در میان آنها فرود می آید، تا این که بدانید که خدا بر هر چیزی تواناست و این که به یقین، علم خدا به هر چیزی احاطه دارد».
در اینجا هدف از آفرینش قدرت عظیم و مطلق خداوند است و اینکه علم او به همه موجودات در همه ابعاد و جوانب احاطه دارد و هیچ چیز حتی به اندازه ذره ای از علم او فروگزار نمی باشد....
یکی از اهداف خلقت، مسئله عبودیت است که خداوندمتعال می فرماید: (وَ ما خَلَقْتُ الْجِنَّ وَ الْإِنْسَ إِلاّ لِیَعْبُدُونِ)3 ؛ «و جن و انسان را جز برای پرستش [خود] نیافریدم». خداوند خلقت جن و انس را بی نیاز از خود بلکه برای تکامل خود انسان که در نتیجه عبادت میسر است، آفریده است.
خداوند می فرماید من جن و انس را نیافریدم جز اینکه عبادتم کنند. لذا سؤال پیش می آید که آیا آفرینش جن و انس برای رفع کمبود خدا است؟ آیا خدا نیاز به آفرینش جن و انس دارد؟ آیا خلقت جن و انس نیاز خدا را برطرف خواهد ساخت؟ حال آنکه خداوند می فرماید... (وَ مَنْ کَفَرَ فَإِنَّ اللّهَ غَنِیٌّ عَنِ الْعالَمِینَ)1 ؛ «و هر کس کفر ورزد، (و حج را ترک کند)، پس در حقیقت خدا از جهانیان بی نیاز است». در حالی که ما همه می دانیم که وجود ذات خدا از هرگونه نیازمندی و نقص مبرا است و او غنی بالذات است.
تحلیل
وقتی که آیات فوق را با آیه مورد بحث (وَ ما خَلَقْتُ الْجِنَّ وَ الْإِنْسَ إِلاّ لِیَعْبُدُونِ ) مقایسه کنیم می بینیم که با یک دیگر ارتباط نزدیک دارند و هدف اصلی همان عبودیت است و مسأله علم و دانش، امتحان و آزمایش بشر در مسیر عبودیت قرار می گیرند. لذا نتیجه می گیریم که تحقق این اهداف نه تنها هیچ برگشتی به ذات خدا ندارد بلکه همه این اهداف برای رفع حاجت انسان است که در نتیجه به کمال و سعادت ابدی می رسد. و این عبادت است که مقدمه اصلی رستگاری انسان است(6).
«وهب زحیلی» در ذیل این آیه بیان می کند که هدف ایجاد خلقت، عبادت است یعنی انس و جن را نیافریدم به جز عبادت من و به خاطر معرفت من، نه اینکه من به آن ها نیاز داشته باشم(7) و هدف از خلقت برای مقامی بلند است. لذا من از خلقت آن ها جلب فائده خویش را نمی خواهم و نه دفع ضررم را و من از آنها اطعام خویش نمی خواهم.
«علامه طباطبایی» ضمن بیان جالب خویش می فرماید خداوند فرمود تا اینکه من را عبادت کنند نفرمود تا من معبود آنها شوم! چرا که هدف و غرض، یک امری است که به دنبال اکمال نیاز خویش و رفع حاجت صاحب آن هدف است و خداوند متعال نقصی در آن نیست و او را حاجتی نیست تا به وسیله آن غرض، خود را کامل کند و به وسیله آن رفع حاجت خویش کند(8). در نتیجه بحث، علامه می فرماید: و از جهت دیگر کار خدا باید غرضی داشته باشد تا عاری از لغو و لهو گردد اما این غرض به خود فعل بر می گردد یعنی خلقت انسان ها نه فاعل آن که خدا باشد زیرا خدا بی نیاز است.
ج - تحقق اهداف الهی به معنای نیازمندی او نیست.
بعد از این که فهمیدیم که خداوند متعال خلقتش از روی عبث نبوده بلکه اهدافی در خلقت داشته و نیز ذکر پاره ای از آیاتی که اهداف خلقت را ترسیم می کرد حالا جای این سوال باقی می ماند که محقق شدن اهداف الهی نیازی را از خدا برطرف می کند؟ و یا اینکه اصولا این اهداف و غرایض به ذات خدا بر می گردد؟ مگر خداوند متعال محتاج است که در صورت خلقت از روی هدف نیاز او را برطرف نماید؟ به تعبیر دیگر اصولاً مسأله خلقت و اهداف آن خلأیی را در ذات الهی پر کرده و نقصی را از او پاک نموده تا در نتیجه آن خداوند رفع حاجت شده؟... یک بحثی که مطرح می شود رابطه «فعل خدا» با «فعل بشر یا مخلوقات» است. اگر فعل خدا را در همه ابعاد مثل فعل بشر بدانیم که آنوقت هیچ فرق و تمایزی بین خالق و مخلوق باقی نمی ماند اما اگر فرض این باشد که بین فعل خدا با فعل بشر تفاوت هست کما این که حق هم همین هست باید به این سؤال جواب کافی داد! شکی نیست بشر محتاج و نیازمند است و خدا بی نیاز چرا که خدا می فرماید: (یا أَیُّهَا النّاسُ أَنْتُمُ الْفُقَراءُ إِلَی اللّهِ وَ اللّهُ هُوَ الْغَنِیُّ الْحَمِیدُ)1 ؛ «ای مردم! شما به خدا نیازمندید؛ و فقط خدا توانگر [و] ستوده است». حالا که بشر نیازمند است هر فعلی را که انجام دهد دو احتمال وجود دارد.
1. کار او بی هدف و عبث است که انسان از این صفت مبرا نیست و جائزالخطا است.
2. فعل او دارای یک هدف و غرضی است.
بحث ما مورد دوم است. حالا که انسان یک فعلی را انجام می دهد و به وسیله آن فعل یک امری تحقق می پذیرد یا غرضی محقق می شود اینجاست که این تحقق هدف یا غایت فعل او به نفع او تمام می شود و نیاز او را برطرف می سازد پس هدف یا همان غایت امر به فاعل آن برمی گردد که همان انسان است. ولی این مطلب در مورد خداوند متعال محال است! چرا که او بی نیاز مطلق است.
استاد جعفر سبحانی در رابطه با این مسأله می فرماید:
«... باید بین فاعلیت خدا و فاعلیت مخلوق فرق قائل شویم چرا که مشکل ایجادکنندگان این شبهه آن است که آنها فعل خدا را با فعل بشر مقایسه می کنند و این پندار قطعاً غلط است چرا که... غایت و هدف فعل انسان عائد به خود اوست اما این فرض در مورد الله جل شانه کاملاً متفاوت است...»(9).
در نتیجه همه اهداف خلقت به خاطر انسان و به نفع انسان است چرا که انسان گل سرسبد همه موجودات است و همه مخلوقات الهی تحت سیطره تسخیر انسان است، انسان موجودی است که خدا او را تکریم نموده و از سایر مخلوقات برتریش داده (وَ لَقَدْ کَرَّمْنا بَنِی آدَمَ وَ حَمَلْناهُمْ فِی الْبَرِّ وَ الْبَحْرِ وَ رَزَقْناهُمْ مِنَ الطَّیِّباتِ وَ فَضَّلْناهُمْ عَلی کَثِیرٍ مِمَّنْ خَلَقْنا تَفْضِیلاً)3 ؛ «و به یقین،فرزندان آدم را گرامی داشتیم و آنان را در خشکی و دریا، (بر مرکب ها) سوار کردیم و آنان را از پاکیزه ها روزی دادیم و ایشان را بر بسیاری از کسانی که آفریدیم، کاملاً برتری دادیم». از آن جا که انسان موجودی سعادتمند است، نظام آفرینش این همه مخلوقات و موجودات وسیله وصول آدمی به سعادت و کمال ابدی است.
خلاصه و نتیجه بحث
این موضوع در سه مرحله مورد تحلیل و بررسی قرار گرفت.
1) حکمت خداوندی اقتضای هدفمند بودن خلقت را دارد.
در این مرحله با استناد به آیات قرآن کریم و دیدگاه بعضی از مفسران اثبات شد که مسأله خلقت عبث و بیهوده نبوده بلکه دارای اهداف و غرائضی بوده است.
2) بررسی شماری از آیات هدف خلقت.
در این مرحله تعدادی از آیات مربوط به اهداف خلقت مورد تحلیل و بررسی قرار گرفت و دیدگاه بعضی از علمای مشهور نیز بیان شد.
3) تحقق اهداف الهی به معنای نیازمندی او نیست.
در این بخش از تحقیق مسأله هدف فعلی و فاعلی و نسبت بین فعل خدا با فعل انسان مورد بحث و بررسی قرار گرفت و خلاصه آن شد که بین فعل خدا با فعل انسان تفاوت است و غایت یک امر در فعل انسان به فاعل آن (انسان) بر می گردد ولی هدف در امر خلقت به فعل برمی گردد نه فاعل آن که خدا است و چون خداوند ذاتاً موجود با احسان است انسان را سعادت و کمال داده است لذا همه این اهداف خلقت تضمین کننده سعادت انسان و وصول او به کمال است.
آری، هدف از خلقت، تکامل و ارتقاء ما انسان ها است. هدف از آفرینش دنیا استفاده مطلوب بشر از آن برای رستگاری خویش است. هدفاز خلقت طبیعت، بهره برداری صحیح انسان از آن است. هدف از آفرینش نشانه عظمت پروردگاری است که قادر مطلق است. همان خدایی که انسان را اشرف مخلوقات خویش نامید، همان خدایی که فلک را به خاطر انسان آفرید و انسان را برای رستگاری و سعادت ابدی!
او هیچ نیازی ندارد و ما انسان ها نیازمندیم بلکه همه اهداف آفرینش به مخلوقات او بر می گردند.
منابع جهت مطالعه بیشتر
تفاسیر قرآن کریم همچون مجمع البیان، المیزان، نمونه، تفسیر مهر و... زیر آیات مطرح شده.
پینوشتها
- ۱- نظیر این آیه در سوره ص، آیه 27 آمده است.
- ۲- ترجمه تفسیر المیزان، ج 4، ص 137.
- ۳-تفسیر نمونه، ج 10، ص 319.
- ۴- نذیر این آیه در سوره مبارکه ملک / 2 آمده است.
- ۵-تفسیر نمونه، ج 9، ص 27.
- ۶- مراجعه شود به تفسیر نمونه، ج 22، ص 384.
- ۷-تفسیر الوسیط، زحیلی، ج 3، ص 2510.
- ۸- المیزان فی تفسیر القرآن، ج 18، ص 386.
- ۹-پرسش ها و پاسخ ها، ص 91.
- منبع: شبهات روزآمد/ جمعی از پژوهشگران قرآنی [مرکز تحقیقات قرآن کریم المهدی]؛ زیر نظر محمدعلی رضایی اصفهانی.قم: انتشارات پژوهش های تفسیر و علوم قرآن، 1391









