آیا حضرت مسیح علیه السّلام در جهنم خواهد سوخت ؟

آیا حضرت مسیح علیه السّلام در جهنم خواهد سوخت ؟

۱۴ مهر ۱۴۰۵ 0 معارف
*توضیح شبهه

در قرآن کریم مطرح شده که تمام کسانی که در کنار خدا، کسی را می پرستند؛ همراه معبودشان در جهنم خواهند سوخت.
(إِنَّکُمْ وَ ما تَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللّهِ حَصَبُ جَهَنَّمَ أَنْتُمْ لَها وارِدُونَ)1 ، «در حقیقت، شما و آنچه غیر از خدا می پرستید، هیزم جهنّم هستید؛ در حالی که شما وارد شدگان در آن هستید».
حال با توجه به این که میلیون ها مسیحی، خدا و حضرت مسیح علیه السّلام را با هم می پرستند؛ آیا با توجه به آیه حضرت مسیح علیه السّلام نیز به دلیل اینکه معبود مسیحیان هست؛ در جهنم خواهد سوخت؟

*پاسخ

مقدمات

الف) تثلیث در مسیحیت

در میان ادیان ابراهیمی، یهودیت و اسلام معتقد به خدای «بسیط» و «واحد» هستند که شائبه هیچ گونه ترکیبی، حتی ترکیب ذهنی در آن نیست.

مسیحیت نیز خود را از ادیان توحیدی و یکتاپرست می داند و شبهه شرک را از خود می زداید؛ با وجود این، هر سه فرقه مهم مسیحی (کاتولیک، ارتدکس و پروتستان)، تثلیث را در کنار توحید از اعتقادات اساسی و شاخصه هر مسیحی می دانند. تثلیث یعنی وجود سه شخص «پدر»، «پسر» و «روح القدس» در الوهیت(1).

نکته قابل توجه این است که مسیحیان، عیسای متولد شده را مورد پرستش قرار نمی دهند چرا که از این جنبه، انسان و متولد شده است؛ بلکه آنان عیسای از پیش موجود را به عنوان اقنوم دوم تثلیث مورد پرستش قرار می دهند چرا که الوهیت در او حلول کرده است(2).

قرآن و تثلیث

در آیات بسیاری از قرآن مجید بر وحدانیت خداوند متعال تکیه شده(3) ، چنان که در آیاتی از حضرت عیسی علیه السّلام و حضرت مریم علیها السّلام نفی الوهیت شده است(4). اما در مورد تثلیث، در دو آیه به صراحت از اعتقاد به آن نهی شده یا معادل کفر دانسته شده است:

(یا أَهْلَ الْکِتابِ لا تَغْلُوا فِی دِینِکُمْ وَ لا تَقُولُوا عَلَی اللّهِ إِلاَّ الْحَقَّ إِنَّمَا الْمَسِیحُ عِیسَی ابْنُ مَرْیَمَ رَسُولُ اللّهِ وَ کَلِمَتُهُ أَلْقاها إِلی مَرْیَمَ وَ رُوحٌ مِنْهُ فَآمِنُوا بِاللّهِ وَ رُسُلِهِ وَ لا تَقُولُوا ثَلاثَهٌ انْتَهُوا خَیْراً لَکُمْ إِنَّمَا اللّهُ إِلهٌ واحِدٌ سُبْحانَهُ أَنْ یَکُونَ لَهُ وَلَدٌ لَهُ ما فِی السَّماواتِ وَ ما فِی الْأَرْضِ وَ کَفی بِاللّهِ وَکِیلاً)4 ؛ «ای اهل کتاب! در دینتان غُلُوّ نکنید و درباره خدا جز حق نگویید. مسیح، عیسی پسر مریم، فقط فرستاده خدا و کلمه اوست که او را به سوی مریم افکنده، و روحی از جانب اوست؛ پس، به خدا و فرستادگانش ایمان آورید و نگویید: «[خدا] سه گانه است.» (به این سخنان) پایان دهید، که برای شما بهتر است؛ [چرا] که خدا، فقط معبودی یگانه است؛ او منزه است از این که برایش فرزندی باشد؛ [زیرا] آنچه در آسمان ها و آنچه در زمین است فقط از آنِ اوست؛ و کارسازی خدا کافی است».

(لَقَدْ کَفَرَ الَّذِینَ قالُوا إِنَّ اللّهَ ثالِثُ ثَلاثَهٍ وَ ما مِنْ إِلهٍ إِلاّ إِلهٌ واحِدٌ وَ إِنْ لَمْ یَنْتَهُوا عَمّا یَقُولُونَ لَیَمَسَّنَّ الَّذِینَ کَفَرُوا مِنْهُمْ عَذابٌ أَلِیمٌ أَ فَلا یَتُوبُونَ إِلَی اللّهِ وَ یَسْتَغْفِرُونَهُ وَ اللّهُ غَفُورٌ رَحِیمٌ مَا الْمَسِیحُ ابْنُ مَرْیَمَ إِلاّ رَسُولٌ قَدْ خَلَتْ مِنْ قَبْلِهِ الرُّسُلُ وَ أُمُّهُ صِدِّیقَهٌ کانا یَأْکُلانِ الطَّعامَ انْظُرْ کَیْفَ نُبَیِّنُ لَهُمُ الْآیاتِ ثُمَّ انْظُرْ أَنّی یُؤْفَکُونَ قُلْ أَ تَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللّهِ ما لا یَمْلِکُ لَکُمْ ضَرًّا وَ لا نَفْعاً وَ اللّهُ هُوَ السَّمِیعُ الْعَلِیمُ)1 ؛ «کسانی که گفتند: «در واقع، خدا سومین [خدا از] سه [خدا] است.»، به یقین، کفر ورزیدند؛ و هیچ معبودی جز معبود یگانه نیست؛ و اگر به آنچه می گویند، پایان ندهند، حتماً، به کسانی از آنان که کفر ورزیدند، عذاب دردناکی خواهد رسید پس چرا به سوی خدا توبه (و بازگشت) نمی کنند و از او آمرزش نمی طلبند؟! و حال آن که خدا بسیار آمرزنده [و] مهرورز است مسیح، پسر مریم، جز فرستاده ای نیست، که به یقین، پیش از وی (نیز)، فرستادگان (دیگری) بودند؛ و مادرش، بسیار راست گو بود؛ هر دو غذا می خوردند؛ بنگر چگونه نشانه ها را برایشان روشن می سازیم؛ سپس بنگر چگونه (از حق) بازگردانده می شوند! بگو: آیا جز خدا چیزی را می پرستید که مالک هیچ سود و زیانی برای شما نیست؟! در حالی که تنها خدا شنوا [و] داناست».

ب) تفاوت نگرش قرآن به کافران اهل کتاب مثل مسیحیان و کافران غیر اهل کتاب مثل بت پرستان

از بررسی آیات قرآن کریم معلوم می گردد که تفاوت بسیار زیادی بین مسیحیت و بت پرستی نهاده است.براساس قرآن کریم، مسیحیان اهل کتاب هستند و معتقد به نبوت و خداوند می باشند لکن انحراف هایی در اعتقادشان ایجاد شده است که قرآن از آن به «غلوّ در دین» یاد می نماید.

(یا أَهْلَ الْکِتابِ لا تَغْلُوا فِی دِینِکُمْ وَ لا تَقُولُوا عَلَی اللّهِ إِلاَّ الْحَقَّ إِنَّمَا الْمَسِیحُ عِیسَی ابْنُ مَرْیَمَ رَسُولُ اللّهِ وَ کَلِمَتُهُ أَلْقاها إِلی مَرْیَمَ وَ رُوحٌ مِنْهُ فَآمِنُوا بِاللّهِ وَ رُسُلِهِ وَ لا تَقُولُوا ثَلاثَهٌ انْتَهُوا خَیْراً لَکُمْ إِنَّمَا اللّهُ إِلهٌ واحِدٌ سُبْحانَهُ أَنْ یَکُونَ لَهُ وَلَدٌ لَهُ ما فِی السَّماواتِ وَ ما فِی الْأَرْضِ وَ کَفی بِاللّهِ وَکِیلاً)1 ؛ «ای اهل کتاب! در دینتان غُلُوّ نکنید و درباره ی خدا جز حق نگویید. مسیح، عیسی پسر مریم، فقط فرستاده خدا و کلمه اوست که او را به سوی مریم افکنده، و روحی از جانب اوست؛ پس، به خدا و فرستادگانش ایمان آورید و نگویید: «[خدا] سه گانه است.» (به این سخنان) پایان دهید، که برای شما بهتر است؛ [چرا] که خدا، فقط معبودی یگانه است؛ او منزه است از این که برایش فرزندی باشد؛ [زیرا] آنچه در آسمان ها و آنچه در زمین است فقط از آنِ اوست؛ و کارسازی خدا کافی است».

بنابراین مسیحیان در شمار خداپرستان قرار دارند چنان که غذای اهل کتاب، حلال دانسته شده و ازدواج با اهل کتاب نیز مطرح گردیده است:

(اَلْیَوْمَ أُحِلَّ لَکُمُ الطَّیِّباتُ وَ طَعامُ الَّذِینَ أُوتُوا الْکِتابَ حِلٌّ لَکُمْ وَ طَعامُکُمْ حِلٌّ لَهُمْ وَ الْمُحْصَناتُ مِنَ الْمُؤْمِناتِ وَ الْمُحْصَناتُ مِنَ الَّذِینَ أُوتُوا الْکِتابَ مِنْ قَبْلِکُمْ إِذا آتَیْتُمُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ مُحْصِنِینَ غَیْرَ مُسافِحِینَ وَ لا مُتَّخِذِی أَخْدانٍ وَ مَنْ یَکْفُرْ بِالْإِیمانِ فَقَدْ حَبِطَ عَمَلُهُ وَ هُوَ فِی الْآخِرَهِ مِنَ الْخاسِرِینَ)2 ؛ «امروز، (همه) پاکیزه ها برای شما حلال شده و غذای کسانی که به آنان کتاب (الهی) داده شده، برای شما حلال، و غذای شما برای آنان حلال است؛ و(نیز) زنان پاک دامن از مؤمنان و زنان پاک دامن از کسانی که پیش از شما به آنان کتاب [الهی] داده شده (حلال اند)؛ هنگامی که مَهرهایشان را به آنان بپردازید، در حالی که پاک دامنانی غیر زشت کار (غیر زناکار) باشید، و نه این که زنان را در پنهانی دوست (خود) بگیرید؛ و هر کس (ارکان) ایمان را انکار کند، پس قطعاً عملش تباه گشته و او در آخرت از زیانکاران است».

اما نگرش قرآن کریم در مورد کفار غیر اهل کتاب متفاوت است چرا که آنها نبوت را انکار می کنند و لازم است برخوردی متفاوت داشته باشیم. از آیات قرآن به دست می آید که با کفار قتال می شود تا تحت سیطره اسلام درآیند.

(فَإِذا لَقِیتُمُ الَّذِینَ کَفَرُوا فَضَرْبَ الرِّقابِ حَتّی إِذا أَثْخَنْتُمُوهُمْ فَشُدُّوا الْوَثاقَ فَإِمّا مَنًّا بَعْدُ وَ إِمّا فِداءً حَتّی تَضَعَ الْحَرْبُ أَوْزارَها ذلِکَ وَ لَوْ یَشاءُ اللّهُ لاَنْتَصَرَ مِنْهُمْ وَ لکِنْ لِیَبْلُوَا بَعْضَکُمْ بِبَعْضٍ وَ الَّذِینَ قُتِلُوا فِی سَبِیلِ اللّهِ فَلَنْ یُضِلَّ أَعْمالَهُمْ)1 ؛ «و هنگامی که با کسانی که کفر ورزیدند روبه رو شدید، پس گردن ها (یشان) را بزنید، تا هنگامی که کاملاً بر آنان مسلّط شوید؛ پس (اسیران را) محکم به بند بکشید؛ پس، یا بعد (از آن) منّت گذارید (و آزادشان کنید) یا (در برابر آزادی آنان) تاوان بگیرید، تا این که جنگ بارهای سنگینش را (بر زمین) نهد، این (فرمان خداست)؛ و اگر (بر فرض) خدا می خواست، حتماً از آنان انتقام می گرفت، ولیکن (می خواهد) تا برخی از شما را با برخی [دیگر] بیازماید؛ و کسانی که در راه خدا کشته شدند، پس (خدا) اعمالشان را گم نمی کند».

صاحب جواهر که یکی از فقهای بزرگ شیعه است؛ می فرماید: در میان فقهاء اختلافی نیست که تنها اهل کتاب (یهود و نصاری و مجوس) می توانند در ذمه اسلام در آیند و ملت های دیگر حق ندارند در پناه اسلام بر دین خود باقی بمانند و اسلام آنها را به رسمیت نمی شناسد و غیر اهل کتاب دو راهبیش تر ندارد: یا کشته شدن و یا اسلام آوردن(5). قرآن کریم ازدواج با غیر اهل کتاب (بت پرستان) را نیز جایز ندانسته است؛ مگر اینکه ایمان بیاورند.

(وَ لا تَنْکِحُوا الْمُشْرِکاتِ حَتّی یُؤْمِنَّ وَ لَأَمَهٌ مُؤْمِنَهٌ خَیْرٌ مِنْ مُشْرِکَهٍ وَ لَوْ أَعْجَبَتْکُمْ وَ لا تُنْکِحُوا الْمُشْرِکِینَ حَتّی یُؤْمِنُوا وَ لَعَبْدٌ مُؤْمِنٌ خَیْرٌ مِنْ مُشْرِکٍ وَ لَوْ أَعْجَبَکُمْ أُولئِکَ یَدْعُونَ إِلَی النّارِ وَ اللّهُ یَدْعُوا إِلَی الْجَنَّهِ وَ الْمَغْفِرَهِ بِإِذْنِهِ وَ یُبَیِّنُ آیاتِهِ لِلنّاسِ لَعَلَّهُمْ یَتَذَکَّرُونَ)2 ؛ «و با زنان مشرکِ [بت پرست] ازدواج نکنید، تا ایمان آورند. و مسلماً کنیز با ایمان، از زن (آزاد) مشرک بهتر است؛ اگر چه شما را به شگفت آورد و به مردان مشرک [بت پرست] زن ندهید، تا ایمان آورند. و مسلماً برده ی با ایمان، از مرد (آزاد) مشرک بهتر است؛ اگر چه شما را به شگفت آورد. آنان به سوی آتش فرا می خوانند و خدا با رخصت خود، به سوی بهشت و آمرزش فرا می خواند، و آیاتش را برای مردم روشن بیان می کند، باشد که آنان متذکِّر شوند».

از جمله تهدیداتی که قرآن کریم در مورد کافران غیر اهل کتاب مثل بت پرستان به کار برده است؛ آیه ای است که در شبهه به آن اشاره شده است
(إِنَّکُمْ وَ ما تَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللّهِ حَصَبُ جَهَنَّمَ أَنْتُمْ لَها وارِدُونَ)3 ؛ «به راستی که این (روش پیامبران) آیین شماست، در حالی که آیین یگانه ای است؛ و من پروردگار شما هستم؛ پس [مرا] پرستش کنید».

آیه مورد اشاره مختص به بت پرستان است نه اهل کتاب چرا که اولاً لفظ «ما» در جمله (مَا تَعْبُدُونَ) به کار برده است که معمولاً برای غیر عاقل به کار برده می شود و نه برای صاحبان عقل نظیر انبیاء، صالحان و ملائکه بنابراین شامل اینها نمی شود.ثانیاً در ادامه سوره با جمله (إِنَّ الَّذِینَ سَبَقَتْ لَهُمْ مِنَّا الْحُسْنی أُولئِکَ عَنْها مُبْعَدُونَ)1 ؛ انبیاء، صلحاء و ملائکه [مورد پرستش] را در زمره نجات یافته گان از جهنم قرار داده است(6). بنابراین از دو قرینه مذکور استفاده می شود که مقصود از معبودهایی که در آتش جهنم خواهند سوخت، همان بت های بی جانی است که به آنها ابراز علاقه می نمودند و در دنیا در مقابل آنان عبادت می نمودند و از آنها کمک می خواستند. البته فلسفه انداختن بت ها به جهنم این است که این عمل یک نوع عذاب و مجازات است برای بت پرستان که ببینند در آتشی که از بت هایشان زبانه می کشد می سوزند، از این گذشته تحقیری است برای انکار آن ها که به چنین موجودات بی ارزشی پناه می بردند(7).

نتیجه

هرگز انبیاء، صلحاء و ملائکه ای که به نحوی در قومی از اقوام مورد پرستش قرار می گیرند، در آتش جهنم نخواهند رفت.

منابعی جهت مطالعه بیشتر

1. تفسیر المیزان، علامه طباطبایی، ج 14، ص 321 به بعد.

2. قرآن و کتاب مقدس، دنیز ماسون، ترجمه فاطمه سادات تهامی، نشر سهروردی، تهران، 1385.

3. مسیحیت، سید محمد ادیب آل علی، انتشارات حوزه علمیه قم، قم، 1385.

4. نگرش اسلام به سایر ادیان و ملل، سید محمد موسوی زاده، سازمان چاپ و انتشارات، تهران، 1384.

پی‌نوشت‌ها

  • ۱-ر. ک: سلیمانی اردستانی، عبدالرحیم، درآمدی بر الهیات تطبیقی اسلام و مسیحیت، ص 124 و نیز ر. ک: طوسی، محمد بن حسن، التبیان، ج 7، ص 280؛ مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، ج 13، ص 509 و 508؛ فضل الله، سید محمد حسین، من وحی القرآن، ج 15، ص 207.
  • ۲-ر. ک: ولفسون، فلسفه علم کلام، ص 335.
  • ۳- نظیر سوره توحید.
  • ۴-ر. ک: مائده / 17 و 116؛ توبه / 30.
  • ۵-نجفی، شیخ محمد حسن، جواهرالکلام، ح 21، ص 231 (البته فقهای معاصر نظرات متفاوتی دارند که می توان به رساله های آنان مراجعه نمود).
  • ۶-ر. ک: علامه طباطبایی، سید محمد حسین، المیزان فی تفسیرالقرآن، ج 14، ص 328 و 329؛ مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، ج 21، ص 93 و 94 و ج 13 ص 507؛ طوسی، محمد بن حسن، التبیان، ج 7، ص 280؛ سید عبدالحسین، اطیب البیان، ج 9 ص 245 و قرشی، سید علی اکبر، احسن الحدیث، ج 6، ص 555.
  • ۷-ر. ک: مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، ج 13، ص 507.
  • منبع: شبهات جدید/ جمعی از پژوهشگران قرآنی [مرکز تحقیقات قرآن کریم المهدی]؛ زیر نظر محمدعلی رضایی اصفهانی.قم: انتشارات پژوهش های تفسیر و علوم قرآن، ۱۳۹۰

کانال قرآن و حدیث را درشبکه های اجتماعی دنبال کنید.
آپارات موسسه اهل البیت علیهم السلام
کانال عکس نوشته قرآن و حدیث در اینستاگرام
تلگرام قرآن و حدیث
کانال قرآن و حدیث در ایتا
کانال قرآن و حدیث در گپ
پیام رسان سروش _ کانال قرآن و حدیث