چرا قرآن کریم می فرماید شما را از بسیاری از موجودات برتری دادیم مگر ...
۱۱ مهر ۱۴۰۵ 0 معارف
(وَ لَقَدْ کَرَّمْنا بَنِی آدَمَ وَ حَمَلْناهُمْ فِی الْبَرِّ وَ الْبَحْرِ وَ رَزَقْناهُمْ مِنَ الطَّیِّباتِ وَ
فَضَّلْناهُمْ عَلی کَثِیرٍ مِمَّنْ خَلَقْنا تَفْضِیلاً)1 ؛ «و به یقین فرزندان آدم را گرامی داشتیم و آنان را در خشکی و
دریا، (بر مرکب ها) سوار کردیم و آنان را از پاکیزه ها روزی دادیم و ایشان را بر بسیاری از کسانی که آفریدیم، کاملًا برتری
دادیم».
در مورد آیه فوق چند دیدگاه قابل ذکر است.
اول. مقصود از «کثیر» در آیه جمیع است.
برخی از مفسران بر این عقیده هستند که کلمه کثیر در این آیه به معنی جمیع است و لذا معنای آیه این می شود که ما انسان را بر
همه موجودات برتری دادیم که با این بیان سوال شما به کلی مرتفع می باشد.
در تفسیر مجمع البیان چنین می خوانیم: مقصود از «کثیر» جمیع است. یعنی ما اولاد آدم را بر مخلوقات دیگر، که بسیارند، برتری
داده ایم. نمونه آن در محاورات عرفی بسیار است. مثلاً جاه و مقام پهناور خود را به او بخشیدم و حریم منیع خود را برای او
مباح کردم. مقصود این است که همه جاه و مقام خود را بخشیدم و همه حریم خود را مباح کردم، نه قسمتی از آن ها را.(1)
در تفسیر نمونه در همین رابطه چنین می خوانیم.
بعضی از مفسران آیه فوق را دلیل بر فضیلت فرشتگان بر کل بنی آدم
دانسته اند، چرا که قرآن می گوید ما انسان ها را بر بسیاری از مخلوقات خود برتری دادیم، و طبعاً گروهی در اینجا باقی می ماند
که انسان برتر از آن ها نیست و این گروه جز فرشتگان نخواهند بود. ولی با توجه به آیات آفرینش آدم و سجود و خضوع فرشتگان برای
او و تعلیم علم اسماء به آنها از سوی آدم، تردیدی باقی نمی ماند که انسان از فرشته برتر است، بنابراین، «کثیر» در اینجا به
معنی جمیع خواهد بود و به گفته مفسر بزرگ طبرسی در مجمع البیان، در قرآن و مکالمات عرب، بسیار معمول است که این کلمه به معنی
جمیع می آید.
طبرسی می گوید: معنی جمله این است «انا فضلناهم علی من خلقناهم و هم کثیر»؛ «ما انسان را بر سایر مخلوقات برتری بخشیدیم و
سایر مخلوقات بسیارند».
قرآن درباره شیاطین می گوید: (وَ أَکْثَرُهُمْ کاذِبُونَ) ، (1) بدیهی است که شیاطین همه دروغ گو هستند نه اکثر آن ها.(2)
دوم. برخی دیگر از مفسران بر آنند که در آیه برتری انسان بر موجودات مادی مطرح است. و اصلاً در این آیه ملائکه مطرح نیستند.
مرحوم علامه طباطبایی در تفسیر شریف المیزان با توجه به قراینی که در این آیه وجود دارد معتقد است که اصلا در این آیه صحبت
از انسان و سایر موجودات مادی است و اینکه انسان به خاطر تفضلات مادی مثل دادن مرکب در خشکی و دریا و نیز دادن روزی های پاک
به او بر ایشان برتری دارد و اصلا حرف از ملائکه غیر مادی نیست.
(وَ فَضَّلْناهُمْ عَلی کَثِیرٍ مِمَّنْ خَلَقْنا تَفْضِیلاً)3
- بعید نیست که مراد از «من
خلقنا - کسانی که خلق کردیم» انواع حیوانات دارای شعور و هم چنین جن باشد که قرآن آن را اثبات کرده، آری قرآن کریم انواع
حیوانات را هم امت هایی زمینی خوانده، مانند انسان که یک امت زمینی است، و آن ها را به منزله صاحبان عقل شمرده و فرمود: (وَ
ما مِنْ دَابَّهٍ فِی الْأَرْضِ وَ لا طائِرٍ یَطِیرُ بِجَناحَیْهِ إِلاّ أُمَمٌ أَمْثالُکُمْ ما فَرَّطْنا فِی الْکِتابِ
مِنْ شَیْءٍ ثُمَّ إِلی رَبِّهِمْ یُحْشَرُونَ)1 و این احتمال با معنای آیه مناسب تر است، چون می دانیم که غرض از آیه مورد
بحث بیان آن جهاتی است که خداوند با آن جهات آدمی را تکریم کرده، و بر بسیاری از موجودات این عالم برتری داده، و این موجودات
- تا آنجا که ما سراغ داریم - حیوان و جن هستند، و اما ملائکه از آن جایی که موجودات مادی و در تحت نظام حاکم بر عالم ماده
قرار ندارند نمی توانیم آن ها را نیز مشمول آیه بگیریم.
بنابراین معنای آیه این می شود که ما بنی آدم را از بسیاری از مخلوقاتمان که حیوان و جن بوده باشند برتری دادیم، و اما بقیه
موجودات که در مقابل کلمه «بسیار» (کثیر) قرار دارند یعنی ملائکه خارج از محل گفتارند، زیرا آن ها موجوداتی نوری و غیر مادی
هستند و داخل در نظام جاری در این عالم نیستند، و آیه شریفه هرچند درباره انسان بحث می کند و لیکن از این نظر مورد بحث قرارش
داده که یکی از موجودات عالم مادی است که او را به نعمت هایی نفسی و اضافی تکریم کرده است.(1)
با این تفسیر هم سوال فوق کلا مرتفع است. چون در واقع معنای آیه این می شود که «ما انسان را بر بسیاری از موجودات مادی برتری
دادیم» و آیه در مورد
برتر بودن انسان بر ملائکه یا بر عکس ساکت است و هیچ برداشتی نمی توان در این رابطه از آن نمود. چه انسان برتر از ملائکه
باشد یا ملائکه برتر از انسان باشند این آیه در مقام صحبت در این زمینه نیست.(1)
سوم: انسان به غیر فرشتگان برتری داده شده اند.
چنان چه عرض شد در مورد برتری انسان بر ملائکه در بین علما اختلاف است.
قول معروف که به اکثریت اشاعره هم منسوب شده این است که انسان افضل است، و مراد ما از فضیلت انسان، نه همه افراد انسان ها
است، بلکه افراد مؤمن است زیرا اختلافی نیست در اینکه عده ای از افراد انسان از چارپایان هم پست تر و گمراهترند، و آنان
عبارتند از منکران حق و لجوج ها که زیر بار حق نمی روند، بنا بر این چگونه ممکن است که چنین جانورانی از ملائکه مقرب تر
باشند؟...(2)
و اما معتزله معتقد شده اند به افضلیت ملائکه از بشر و استدلال کرده اند به ظاهر آیه (وَ لَقَدْ کَرَّمْنا بَنِی آدَمَ) تا
آنجا که می فرماید (وَ فَضَّلْناهُمْ عَلی کَثِیرٍ مِمَّنْ خَلَقْنا تَفْضِیلاً) که تقریب استدلالشان در تفسیر آیه گذشت.(3)
نتیجه: با توجه به اختلاف نظر در شبهه؛
اگر گفته شود که ملائکه بر انسان برتر هستند که این حرف با ظاهر این آیه سازگاری دارد و ملائکه، غیر کثیری می شوند که انسان
از آن ها برتر نیست. البته توجه داشته باشید که در اینصورت کلمه کثیر دیگر به معنی جمیع نیست و همان معنای زیاد را دارد. و
مقدمه شبهه هم از ابتدا برطرف می شود چون در فرض برتری ملائکه بر انسان معنای آیه مشکلی نخواهد داشت.
اگر گفته شود که انسان برتر از ملک است باید با یکی از دو جوابی که قبلا داده شد شبهه را جواب دهیم یعنی یا بگوییم کثیر به
معنی جمیع است یا بگوییم آیه در مورد موجودات مادی صحبت می کند و اصلا بحث موجودات غیر مادی و ملائکه مطرح نیست.
اما نکته ای که شاید بتوان به عنوان جواب سوم گفت این آیه در مورد جنس انسان و ملک و جنس موجودات صحبت می کند نه افراد
خارجی.(1) منافاتی ندارد که بگوییم جنس ملک به خاطر طهارت و عصمت و نورانیت و خالی بودن از شهوات برتر از جنس انسانی است که
مخلوطی از عقل و شهوت است. و آیه هم در مقام صحبت از جنس موجودات است لذا انسان را برتر از اکثر موجودات می داند نه همه
موجودات و جنس انسان را برتر از ملائکه نمی داند. و این دیدگاه منافاتی ندارد با اینکه بگوییم انسان به اعتبار برخی افرادش
مثل اهل بیت و انبیاء و شهدا و مؤمنین در مجموع برتر از ملائکه محسوب شوند. یا به خاطر اینکه عباداتشان از روی اختیار و با
جهاد با نفس بوده برتر و بهتر از ملائکه باشد.
چنانچه از امیر المومنین علیه السلام هم نقل شده که:
خداوند خلق عالم را بر سه گونه آفرید فرشتگان، حیوانات و انسان، فرشتگان عقل دارند بدون شهوت و غضب، حیوانات مجموعه ای از
شهوت و غضبند و عقل ندارند، اما انسان مجموعه ای است از هر دو تا کدامین غالب آید، اگر عقل او بر شهوتش غالب شود، از فرشتگان
برتر است و اگر شهوتش بر عقلش چیره گردد، از حیوانات پست تر.(2)
خلاصه اینکه با این احتمالی که در مورد آیه دادیم می توانیم بگوییم جنس ملک از جنس انسان برتر است ولی انسان ها به اعتبار
برخی از افرادشان یا به اعتبار اختیاری که دارند برتر و بالاتر از ملائکه هستند. یعنی بحث نسبی می شود از طرفی (از نظر جنس)
ملک برتر است و از سوی دیگر (به اعتبار مصداق و فرد خارجی و اعمال صالحی که با اختیارشان دارند) انسان برتر است. پس منافاتی
بین آنچه شما از آیه برداشت می کنید با اشرف بودن انسان بر ملائکه به اعتبار برخی افراد و مصادیقش نیست.
پینوشتها
- ۱-ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن، ج 14، ص 179، مجمع البیان فی تفسیر القرآن، ج 6، ص 662.
- ۲-شعراء/ 223.
- ۳- تفسیر نمونه، ج 12، ص 200.
- ۴- المیزان فی تفسیر القرآن، ج 13، ص 156.
- ۵- تفسیر تبیان هم مشابه نظر علامه را مطرح نموده است. ر. ک: التبیان فی تفسیر القرآن، ج 6، ص 503.
- ۶-المیزان، ج 13، ص 156.
- ۷-همان، ص 157.
- ۸-اگر بحث افراد خارجی انسان و موجودات دیگر بود که برخی از حیوانات هستند مثل پرندگان که از انسان مرکبی راهوارتر و راحت تر یا مثل زنبور عسل غذایی زیباتر و پاک تر دارند.
- ۹- نورالثقلین، ج 3، ص 188.
- منبع: شبهات روزآمد/ جمعی از پژوهشگران قرآنی [مرکز تحقیقات قرآن کریم المهدی]؛ زیر نظر محمدعلی رضایی اصفهانی.قم: انتشارات پژوهش های تفسیر و علوم قرآن، 1391









