آیا قرآن دستور به جهر یا اخفات در نماز داده است ؟
۱۱ مهر ۱۴۰۵ 0 معارف
چرا برخی نمازها را باید آهسته خواند و برخی از آنها را بلند؟ آیا در قرآن کریم به این مسأله اشاره شده است و دلیلی برای آن
ذکر شده یا نه؟
مقدمه: قرآن کریم مسائل و راه هایی که برای سعادت اخروی و دنیوی بشر لازم است را ذکر کرده است. البته این به معنی ذکر تمام
جزئیات در قرآن نیست لذا نمی توان تعداد رکعات نمازها را در قرآن دید. این امور را قرآن کریم به اهل بیت عصمت و طهارت واگذار
کرده است.
مفهوم شناسی
در آیه 110 سوره اسراء آمده است: (وَ لا تَجْهَرْ بِصَلاتِکَ وَ لا تُخافِتْ بِها وَ ابْتَغِ بَیْنَ ذلِکَ سَبِیلاً) ؛ «و
نمازت را با صدای بلند نخوان، و (نیز) آن را بسیار آهسته نخوان، و بین آن (دو) راهی بجوی».
«جهر» و «اخفات» دو صفت متقابل همند که صداها را با آن دو توصیف می کنند، و چه بسا در وسط آن دو صفت دیگری را هم معتبر
بشمارند که نسبت به جهر اخفات باشد و نسبت به اخفات جهر باشد، (مانند آب ملایم که نسبت به آب داغ خنک و نسبت به آب سرد داغ
است) و در این صورت جهر به معنای مبالغه در بلند کردن آواز و اخفات به معنای مبالغه در آهسته سخن گفتن و حد وسط آن دو معتدل
حرف زدن می شود، و بنا بر این معنای آیه این می شود که در نماز صدایت را خیلی بلند مکن و خیلی هم آهسته مخوان، حد وسط را
رعایت نما.
جناب مصطفوی نیز در التحقیق، اخفات و جهر را این گونه معنا کرده است هو خفض الصوت الی حدّ یقرب من السکون و الاسرار، و هذا
المعنی فی مقابل
الجهر، فانّ الجهر، هو رفع الصوت و الاظهار بحیث یسمع کلّ أحد یقرب منه علنا.
اخفات کوتاه کردن صداست تا جایی که نزدیک به سکوت و سری سخن گفتن باشد که مقابل جهر است چرا که جهر بالا بردن صدا و اظهار آن
است به طوری که هر کس نزدیک او شود کاملا آن را می شنود(1).
به هر تقدیر منظور از جهر و اخفات در آیه معلوم شد به این صورت که نه نمازها را بلند بخوان و نه آهسته و زیر لب بلکه بین این
دو حد وسط خوانده شود.
پاسخ: سوالی که مفسران در صدد پاسخ آن بر آمده اند این است که به مقتضای آیه در همه نمازها باید حد وسط را رعایت کرد یا برخی
را به صورت جهر و برخی را اخفات و آهسته اکثر مفسران معنای اول را برگزیده اند و برای آن نیز از قول ابن عباس شأن نزولی را
بیان کرده اند که پیامبر اکرم نماز را به صورت جهری و بلند می خواند تا آنجا که مشرکین زبان به اعتراض و اذیت پیامبر اکرم
باز کردند و این در ابتدای رسالت در مکه بود و بعد از این پیامبر اکرم بلند نخواند.(2)
بنا بر این آیه فوق کاری به مسأله نمازهای «جهریه» و «اخفاتیه» به اصطلاح معروف فقهی ندارد، بلکه ناظر به افراط و تفریط در
بلند خواندن و آهسته خواندن است، می گوید نه بیش از حد بلند بخوان و فریاد بزن، و نه بیش از حد آهسته که تنها حرکت لب ها
مشخص شود و صدایی به گوش نرسد.(3)
روایات متعددی که از طرق اهل بیت از امام باقر و امام صادق علیه السلام در ذیل این آیه آمده است نیز اشاره به همین تفسیر می
کند.(4) اما اینکه حد اعتدال در اینجا
چگونه است، و جهر و اخفاتی که از آن نهی شده چه می باشد؟ ظاهر این است که «جهر» به معنی فریاد کشیدن، و «اخفات» به معنی
آهسته خواندن آن چنان که خود انسان هم نشنود می باشد. از امام صادق علیه السلام چنین نقل شد که در تفسیر آیه فرمود:
«الجهر بها رفع الصوت، والتخافت بها ما لم تسمع نفسک، واقرأ بین ذلک»؛ (1)«جهر این است که زیاد صدا را بلند کنی، و اخفات آن
است که حتی خودت نشنوی، هیچ یک از این دو را انجام نده، بلکه حد وسط میان آن دو را انتخاب کن».
و اما «اخفات» و «جهر» در نمازهای روزانه و شبانه - همان گونه که در بالا اشاره کردیم - حکم دیگری است، با مفهوم دیگر، که
دلایل جداگانه دارد، و فقهای ما (رضوان اللَّه علیهم) مدارک آن را در «کتاب الصلاه» آورده اند.(2)
برخی از مفسران این احتمال را مطرح کرده اند که منظور از صلاه مطلق دعا باشد و این دستوری است در باب چگونه دعا کردن به این
صورت که در هنگام دعا نه با فریاد و صدای بلند دعا کنید و نه زیر لب و سری بلکه به صورت متعادل
و متوسط دعا کنید.(1) احتمال دیگری که در این آیه مطرح شده این است که همه نمازها را به جهر نخوان و یا همه آنها را به صورت
آهسته نخوان بلکه برخی را به جهر و برخی را به اخفات بخوان اما اینکه کدام را به جهر و کدام را به اخفات بخوان این را خود
حضرت مشخص کرده اند(2).
علامه طباطبایی درباره این وجه می فرمایند «این احتمال با آنچه در سنت اثبات شده، که نماز صبح و مغرب و عشاء بلند و ظهر و
عصر آهسته خوانده شود، مناسب تر است. و بعید نیست که این وجه با در نظر گرفتن اتصال ذیل آیه به صدر آن وجه موافق تری باشد،
چون در صدر آیه می فرمود: به هر اسمی می توانی خدا را بخوانی و در این ذیل می فرماید بلند کردن صدا در نماز معنایش متعالی
بودن و بالا بودن خدا است و آهسته خواندن آن معنایش نزدیک بودن او است، حتی نزدیک تر از رگ قلب، پس به هر دو قسم، نماز
خواندن، اداء حق همه اسماء خدا است».(3)
اینک به دو نمونه از روایاتی که در این زمینه وارد شده است اشاره می کنیم.
فی الکافی محمد بن یحیی عن أحمد بن محمد عن عثمان بن عیسی عن سماعه قال: سألته عن قول الله عزوجل: (وَ لا تَجْهَرْ
بِصَلاتِکَ وَ لا تُخافِتْ بِها) قال: المخافه ما دون سمعک، والجهر أن ترفع صوتک شدیدا. سماعه می گوید از این آیه سوال کردم
امام فرمودند مخافت صدایی است که از آهستگی شنیده نمی شود و جهر صدایی است که به شدت بالا رفته باشد.
علی بن إبراهیم عن محمد بن عیسی عن یونس بن عبد الرحمن عن عبد الله
بن سنان قال: قلت لأبی عبد الله علیه السلام: أعلی الامام أن یسمع من خلفه وان کثروا قال: لیقرء قراءه وسطا یقول الله تبارک
و تعالی: (وَ لا تَجْهَرْ بِصَلاتِکَ وَ لا تُخافِتْ بِها) ؛ (1) عبدالله بن سنان گوید از امام صادق پرسیدم آیا بر امام
جماعت لازم است صدای خود را به جماعت برساند هرچند زیاد باشند امام فرمودند امام باید قرائت متوسطی داشته باشد و این آیه را
تلاوت کردند.
در برخی روایات مصداق تمام و تأویل این آیه را ولایت امیرالمومنین معرفی کرده اند یعنی ولایت امام علی را نه فریاد بزن و نه
آن را کتمان کن و آن را برای کسی که آن را اکرام می دارد آشکار کن. اینگونه روایات جنبه بیان مصادیق و تأویلی دارد و نمی
تواند بیان گر معنا و تفسیر ظاهر آیات باشد.(2)
برای مطالعه بیشتر در این زمینه می توان به تفاسیر روایی مانند نورالثقلین مراجعه کرد.
جهر و اخفات در روایات متعددی در مورد
جهر و اخفات وارد شده است که به چند مورد اشاره می کنیم.
1 - «صَلَّیْتُ خَلْفَ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام أَیَّاماً فَکَانَ إِذَا کَانَتْ صَلَاهٌ لَا یُجْهَرُ فِیهَا
جَهَرَ بِ بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ وَ کَانَ یَجْهَرُ فِی السُّورَتَیْنِ جَمِیعا».(3)
2 - «أَنَّهُ سَأَلَ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام عَنِ الرَّجُلِ یَقُومُ مِنْ آخِرِ اللَّیْلِ فَیَرْفَعُ صَوْتَهُ
بِالْقُرْآنِ فَقَالَ یَنْبَغِی لِلرَّجُلِ إِذَا صَلَّی فِی اللَّیْلِ أَنْ یُسْمِعَ أَهْلَهُ لِکَیْ یَقُومَ الْقَائِمُ وَ
یَتَحَرَّکَ الْمُتَحَرِّکُ».(4)
3 - «أَنَّهُ سَأَلَ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام عَنِ الرَّجُلِ یَقُومُ مِنْ آخِرِ اللَّیْلِ فَیَرْفَعُ صَوْتَهُ
بِالْقُرْآنِ فَقَالَ یَنْبَغِی لِلرَّجُلِ إِذَا صَلَّی فِی اللَّیْلِ أَنْ یُسْمِعَ أَهْلَهُ لِکَیْ یَقُومَ الْقَائِمُ وَ
یَتَحَرَّکَ الْمُتَحَرِّکُ».(1)
نتیجه: احتمالات متعددی درمورد آیه (قُلِ ادْعُوا اللّهَ أَوِ ادْعُوا الرَّحْمنَ أَیًّا ما تَدْعُوا فَلَهُ الْأَسْماءُ
الْحُسْنی وَ لا تَجْهَرْ بِصَلاتِکَ وَ لا تُخافِتْ بِها وَ ابْتَغِ بَیْنَ ذلِکَ سَبِیلاً)2 ؛ «(ای پیامبر) بگو: ««خدا» را
بخوانید یا «گسترده مهر» را بخوانید، هر کدام را بخوانید، پس نام های نیکو فقط از آنِ اوست.» و نمازت را با صدای بلند مخوان،
و (نیز) آن را بسیار آهسته مخوان، و بین آن (دو) راهی بجوی»
آمده است که جهر و اخفات را تغییر کرده اند علامه طباطبایی
احتمال می دهد منظور از جهر و اخفات همان آهسته خواندن نمازهای ظهر و عصر و بلند خواندن نمازهای صبح و مغرب و عشاء است.
البته این نکته نباید فراموش شود که قرآن متکفل بیان تمام جزئیات نیست و بیان آن را به روایت واگذار کرده است.
منابع جهت مطالعه بیشتر
1. تفسیر نورالثقلین، ج 3.
2. جواهر الکلام، ج 9، ص 314، از چاپ های 42 جلدی.
3. کتب فقهی بحث جهر و اخفات در نماز.
پینوشتها
- ۱-التحقیق فی کلمات القرآن الکریم، ج 3، ص 90.
- ۲- مجمع البیان، ذیل آیه.
- ۳- تفسیر نمونه، ج 12، ص: 329.
- ۴- ر. ک: تفسیر نورالثقلین، ج 3، ص 233.
- ۵- تفسیر نورالثقلین، ج 3، ص 234.
- ۶- برخی از مفسران از این آیه دو نکته در انجام عبادات و نیز در تبلیغات دینی برداشت کرده اند.نخست اینکه می گوید: عبادات خود را آن چنان انجام ندهید که بهانه به دست دشمنان بدهد، آن ها را به استهزاء و ایرادگیری وادارد، چه بهتر که توأم با متانت و آرامش و ادب باشد که نه تنها نتوانند بر آن خرده گیری کنند بلکه نمونه ای از شکوه و ادب اسلامی و ابهت و عظمت عبادات گردد.آن ها که سعی دارند در مواقعی که مردم استراحت کرده اند با صداهای گوش خراشی که از بلندگوهای پرغوغا راه می اندازند موجودیت جلسات خود را نشان دهند و به پندار خود با این عمل صدای اسلام را به گوش دیگران برسانند، این نه تنها صدای اسلام نیست، بلکه باعث پراکندگی مردم از اسلام و در نتیجه ضربه ای است به تبلیغات دینی.دیگر اینکه: این باید الگویی باشد برای همه اعمال ما و تمام برنامه های اجتماعی و سیاسی و اقتصادی، باید همه اینها دور از افراطکاری ها و تندروی ها، و تفریطکاری و مسامحه و سهل انگاری باشد، و اصل اساسی (وَ ابْتَغِ بَیْنَ ذلِکَ سَبِیلاً) که در آیه فوق آمده همه جا رعایت گردد.
- ۷- التبیان فی تفسیر القرآن، ج 6، ص 534.
- ۸-مجمع البیان فی تفسیر القرآن، ج 6، ص 689.
- ۹- المیزان فی تفسیر القرآن، ج 13، ص 226.
- ۱۰-تفسیر نور الثقلین، ج 3، ص 234.
- ۱۱-همان، ص 236.
- ۱۲- کافی، ج 3، ص 315.
- ۱۳- وسائل الشیعه، ج 6، ص 77.
- ۱۴-التهذیب، ج 2، ص 147.
- منبع: شبهات روزآمد/ جمعی از پژوهشگران قرآنی [مرکز تحقیقات قرآن کریم المهدی]؛ زیر نظر محمدعلی رضایی اصفهانی.قم: انتشارات پژوهش های تفسیر و علوم قرآن، 1391









