جایگاه خروج اسپرماتوزئید (صلب و ترائب)
۱۱ مهر ۱۴۰۵ 0 معارف
خداوند در یکی از آیاتی که در مورد خلقت انسان از آب سخن می گوید می فرماید: (فَلْیَنْظُرِ الْإِنْسانُ مِمَّ خُلِقَ خُلِقَ
مِنْ ماءٍ دافِقٍ یَخْرُجُ مِنْ بَیْنِ الصُّلْبِ وَ التَّرائِبِ)2 ؛ «پس باید انسان بنگرد که از چه چیزی خلق شده است، انسان
از آبی جهنده آفریده شد، (آبی که) از میان صلب و ترائب بیرون می آید».
برخی از مفسران، مترجمان و متخصصان علوم پزشکی در مورد این آیه سخنانی گفته اند که موجب ابهام این آیه و ناسازگاری آن با
یافته های علوم پزشکی شده است. برای مثال گفته اند که: «مراد از صلب و ترائب، پشت مرد و سینه زن است». و لذا برخی افراد مثل
دکتر بوکای صریحاً می نویسد که: «این ترجمه ها نوعی تعبیر است و به علاوه بسیار کم قابل فهم است(1)»(2).
در حالی که با بررسی دقیق این آیه متوجه می شویم که نه تنها قرآن در این جا سخنی مخالف علم نگفته است بلکه اشاراتی علمی،
همراه با رعایت کمال ادب بیان نموده است. در این جا لازم است که چند نکته تفسیری و علمی روشن شود تا مقصود آیات فوق معلوم
گردد.
1. مقصود از «ماء دافق» چیست؟
مفسران در این مورد دو دیدگاه دارند هر چند که در مسأله سه احتمال وجود دارد:
الف: مراد از «ماء دافق» همان منی مرد است که به صورت جهنده از او خارج می شود. (و دافق به معنای «مدفوق» یا «ذو دفق» آمده
است.)(3)
ب: مراد از «ماء دافق» همان آب مشترک زن و مرد است که در رحم مخلوط می شود و یک آب می شود. این مطلب از کلام برخی مفسرین
بدست می آید(4).
ج: مراد از «ماء دافق» چیزی باشد که از زنان خارج می شود (اوول) تا از ترکیب آن با اسپرم ها نطفه ی اولیه کودک تشکیل شود.
بررسی:
کودک انسان در اثر تخمک به وجود می آید که هر تخمک از دو قسمت تشکیل می شود، یکی «اسپرماتوزوئید» و دیگری «اوول» زن. هر مرد
در هنگام آمیزش قطراتی از منی با جهش از او خارج می شود و در منی صدها میلیون «اسپرماتوزئید» وجود دارد(1) که معمولاً یکی از
آن ها خود را به «اوول» زن می رساند و با آن ترکیب می شود و تشکیل تخمک می دهد و سپس به کندی حرکت می کند تا در رحم زن مستقر
می شود و کم کم رشد کرده و کودکی به دنیا می آید.
پس با توجه به مسایل علمی فوق می توان احتمال نخست را پذیرفت که مراد از
«ماء دافق» همان منی مرد است که با جهش بیرون می آید. و با ظهور آیه نیز سازگار است. و این بدان جهت است که چیزی که از زنان
خارج می شود (اوول) جهشی ندارد. و در هنگام حرکت به طرف رحم هم به کندی حرکت می کند. پس دیدگاه دوّم در مورد «ماءدافق» (آب
مشترک زن و مرد) صحیح به نظر نمی رسد. و احتمال سوّم را نیز کسی نگفته است. پس اساساً منتفی است.
2. مقصود از «صلب» چیست؟
در این که مراد از «صلب» چیست چند احتمال وجود دارد:
الف: صلب «چیز شدید و سخت» را گویند و به همین مناسبت به مرد اطلاق می شود(2).
ب: برخی احتمال داده اند که مراد استخوان پشت مرد (3)(ستون فقرات)
باشد و در راستای همین معنا دکتر قرقوز و دکتر دیاب در مورد معنای کلمه «صلب» می نویسند: «صلب شامل ستون فقرات کمر و استخوان
خاجی و از نظر عصبی در برگیرنده مرکز تنظیم رفتارهای جنسی است. رشته های عصبی که از صلب (ستون فقرات) نشأت گرفته اند، دستگاه
تناسلی را عصب می دهند. از این رشته ها می توان شبکه خورشیدی، شبکه عصبی خاجی و رشته های عصبی دستگاه تناسلی را نام برد. این
رشته های عصبی با رشته های عصبی مسئول انقباض و انبساط شریان های خونی و نُعوظ و رخوت آلت تناسلی و کلیه امور مربوط به
فعالیت های جنسی تلاقی می کنند. و اگر بخواهیم منطقه صلب را که مسئول این عصب دهی می باشد مشخص کنیم، می گوئیم که این منطقه
در محدوده ای بین مهره دوازدهم پشتی و مهره اوّل و دوّم کمری و دوّم و سوّم و چهارم خاجی قرار دارد»(1).
ج: برخی نیز احتمال داده اند که کل بدن انسان که بین استخوان سینه و پشت واقع می شود مراد باشد(2).
د: برخی نیز احتمال داده اند که مراد محل خروج منی مرد باشد(3) و در راستای همین معنا دکتر پاک نژاد صلب را به معنای دستگاه
نطفه ساز مردانه می داند(4).
ه -: برخی از لغویین نیز احتمال داده اند که مقصود استخوان مرد باشد(5) ؛
و: برخی از لغویین نیز احتمال داده اند که مقصود مطلق قوت و شدت باشد(6) ؛
ز: برخی از لغویین نیز احتمال داده اند که مقصود مبدأ پیدایش منی باشد یعنی دستگاه گوارش(7).
بررسی
با توجه به این که همه ی اقوال در مورد مرد و یا محل خاصی از بدن او (مثل پشت یا ستون فقرات) است، اجمالاً معلوم می شود که
مراد از صلب، زن یا قسمتی از بدن او نیست.
امّا با توجه به معنای «ترائب» که بعداً می آید، صلب به معنای «پشت مرد» صحیح تر به نظر می رسد و امّا معنای لغوی شدت (الف
و) نمی تواند مقصود باشد چرا که منی از صرف شدت بیرون نمی آید بلکه از مصادیق آن اشیاء شدید است و در بدن مرد پشت او را صلب
گویند چون بسیار شدید، محکم و قوی است. و امّا معنای سوّم (ج) که کل بدن مرد مراد باشد اگر بگوئیم از مجموع تعبیر «صلب» و
«ترائب» این مطلب مقصود است چیزی است که در پایان بحث به آن اشاره می کنیم و آن را با معنای دوّم جمع می کنیم. ولی اگر از
کلمه «صلب» کل بدن مرد اراده شود قابل قبول نیست چون لازم است که «ترائب» نیز زن معنا شود و منی از بین این دو خارج نمی شود
بلکه از درون مرد خارج می شود.
و امّا معنای چهارم (د) که مقصود محل دستگاه نطفه ساز مرد باشد نیز قابل قبول نیست چرا که منی از بین آن و ترائب خارج نمی
شود بلکه از داخل دستگاه نطفه ساز خارج می شود مگر آنکه بگوئیم کلمه «بین» به معنای داخل است که در این صورت خلاف ظاهر معنای
لفظ را گرفته ایم و امّا در مورد معنای پنجم (و) یعنی استخوان مرد اگر منظور استخوان پشت مرد باشد اشکالی ندارد و الاّ کلمه
صلب به معنی مطلق استخوان نمی آید. امّا در مورد معانی هفتم (ز) یعنی دستگاه گوارش اگر مقصود استفاده از کل جمله «ما بین
الصلب والترائب» باشد ممکن است به صورت کنایی در بعضی موارد محتمل باشد امّا اگر بخواهیم از خود لفظ صلب چنین معنایی برداشت
کنیم صحیح نیست. چون چنین معنا و استعمالی در مورد صلب سراغ نداریم.
3. مقصود از «ترائب» چیست؟
در این مورد معانی متعددی گفته شده است که به صورت مختصر اشاره می کنیم:
الف: استخوان محل گردنبند زن (1)(ترائب از ریشه تراب است و از آنجا که استخوان سینه زن نرم است و آسان حرکت می کند و لذا
ترائب گفته شده است)؛
ب: بین دو سینه زن(2) ؛
ج: بین دو کتف و سر(3) ؛
د: استخوان سینه و گلوگاه(4) ؛
ه -: عصاره قلب(5) ؛
و:
دست و چشم و پا و... (6)(سرتاسر بدن)؛
ز: محل خروج اوول زن(7).
دکتر پاک نژاد نیز در همین راستا می نویسد: «چاره ای جز این نداریم که صلب را دستگاه نطفه ساز مردانه و ترائب را دستگاه نطفه
ساز زنانه بدانیم» و سپس این مطلب را با ظاهر آیه این گونه توجیه می کند که:
«وقتی به کتب لغت مراجعه نموده و محل آن ها را که مربوط به قسمت پشتی و قدامی ستون فقرات یعنی جای اولیه ای که بیضه و رحم
قرار می گیرند بدانیم (قبل از شش ماهگی جنین تخم و تخمدان هر دو در پشت قرار دارند و پس از شش ماهگی در جنس نر هر دو به
پائین کشیده شده و در پوسته بیضه قرار می گیرند و به وضع عادی در می آیند. و در جنس ماده نیز مختصر جابجا شده در دو طرف پهلو
محاذی لوله های رحم جایگزین می شوند) می توانیم آیه قرآن را به ترتیب زیر، مراحل آفرینش خلقت آدمی دانست. از آب دافق کنار و
اطراف نخاع خلقت شد در صلب و ترائب دو
قسمت وابسته به بیضه و رحم جای داشت سپس از مجرا و گذرگاه که بیضه و تخمدان باشد گذشت... ناگفته نماند چون متاستازهای سرطان
بیضه در وهله اوّل اطراف ستون فقرات تظاهر می کند ممکن است به زودی اعلام دارند که بین مایع اطراف نخاع و مایع موجود در
مجاری منی ساز بیضه ارتباط مسلم و قطعی برقرار است»(1).
ح: بین نخاع و سینه هر شخص(2).
ط: ترائب به چیزهای جفت و مساوی در بدن انسان گفته می شود. و لذا به انگشتان دست و دو استخوان
ران پای انسان نیز ترائب گویند. (یعنی منطقه ای که آلت تناسلی مرد در آن قسمت واقع شده است(3)) در همین راستا دکتر دیاب و
دکتر قرقوز نیز پس از نقل معانی مفسرین می نویسند: «اکنون که میدان معنا تا این حد گسترده است ما آن معنا را بر می گزینیم که
با حقایق علمی نیز موافقت دارد. یعنی ترائب را عبارت از استخوان های میان هر دو پا فرض می کنیم»(4).
و استاد آیه اللّه معرفت نیز همین معنا را پذیرفته اند(5).
بررسی
اصل لغت ترائب به دو معنای «خضوع و تسلیم» و هر «دو چیز مساوی در بدن» است و به نظر می رسد که اکثر معانی و احتمالاتی که در
آیه مطرح شد استعمالاتی در مصادیق همین دو معناست.
امّا با توجه به معانی «ترائب» و احتمالاتی که داده اند چند معنا برای آیه (یَخْرُجُ مِنْ بَیْنِ الصُّلْبِ وَ التَّرائِبِ)1
ممکن است بیان شود:
اوّل: آبی که از پشت مرد و سینه زن خارج می شود. این معنا موافق اکثر معانی ترائب است که تعبیر سینه و استخوان سینه زن دارد.
و در همین راستا یکی از مترجمان قرآن آیه 6-7 سوره طارق را این گونه ترجمه می کند: «از آب جهنده ای خلق شده [که] از صُلب مرد
و میان استخوان های سینه زن بیرون می آید»(1).
برخی از مفسران همین معنا را پذیرفته و درصدد توجیه علمی آن بر آمده اند(2). امّا با توجه به این که این جمله ی «یخرج من بین
الصلب والترائب» صفت «ماء دافق» است و اوول زن حالت جهندگی ندارد، نمی تواند احتمال قوی به حساب آید. و صاحب التحقیق نیز با
طرح همین احتمال آن را غیر صحیح می داند. چون منی از بین پشت مرد و سینه زن یعنی وسط آن ها خارج نمی شود. بلکه از درون مرد
خارج می شود(3).
دوّم: آبی که از پشت و سینه ی مرد خارج می شود. فخر رازی این مطلب را به صورت یک احتمال ذکر می کند. ولی این مطلب توجیه علمی
و معقول ندارد مگر آن که گفته شود مراد کل وجود مرد است که بین استخوان سینه و پشت واقع شده است.
سوّم: جنین از رحم زن خارج می شود که میان پشت و قسمت جلوی بدن او قرار می گیرد(4).
این احتمال هم ضعیف است چون در معنای کلمه «صلب» پشت زن گفته نشده بود.
چهارم: صلب مظهر محکمی و سختی و خشن بودن مرد است و ترائب مظهر لطافت زن است پس مراد اسپرم مرد و اوول زن است(1).
این احتمال هم ضعیف است چرا که معنای آیه مجازی می شود علاوه بر آن قبلاً بیان شد که اوول زن حرکت کُند دارد.
پنجم: آبی که از بین دستگاه نطفه ساز مرد و دستگاه زن خارج می شود. یعنی همان معنایی که دکتر پاک نژاد در مورد صلب و ترائب
پذیرفتند.
امّا این احتمال نیز قابل قبول نیست چون منی از داخل دستگاه نطفه ساز مرد خارج می شود نه از بین دو دستگاه نطفه ساز مرد و
زن. و بر همین اساس است که خود ایشان هم مجبور شده است این معنا را توجیهی بعید کند.
ششم: منی مرد از بین پشت و پیش روی او خارج می شود. این معنا مورد پذیرش برخی مفسران واقع شده است(2) و شواهدی برای آن اقامه
شده است از جمله آن که، عمده ترین عامل پیدایش منی «نخاع شوکی» است که در پشت مرد واقع است و سپس قلب و کبد است. که یکی زیر
استخوان های سینه و دیگری در میان این دو قرار دارد و همین سبب شده که تعبیر «ما بین الصلب والترائب» برای آن انتخاب شود(3)
پس می توان گفت که نطفه ی مرد از میان پشت و روی او خارج می شود. و از طرف دیگر در هنگام خروج منی هیجان تمام بدن را فرا می
گیرد. و بعد از آن تمام بدن سست می شود. و لذا برخی گفته اند در حقیقت منی از تمام بدن خارج می شود(4).
هفتم: آب منی از بین پشت و دو استخوان پا (محل آلت تناسلی) خارج می شود. این معنا موافق معنای اخیر در کلمه ترائب است که
شواهد متعددی از لغت و تفسیر به همراه داشت و مورد پذیرش برخی پزشکان نیز بود چرا که با مطالب علمی پزشکی سازگار است.
استاد آیه اللّه معرفت نیز همین معنا را می پذیرند و از قول دکتر کنعان الجائی نیز همین را ذکر می کنند(1). دکتر دیاب و
قرقوز در این زمینه می نویسند:
«ماء دافق همان آب مرد یعنی منی است که از میان صلب و ترائب (استخوان پاها) او خارج می شود... تمام نقاط و مجاری عبور منی از
نظر کالبد شکافی در محدوده صلب و ترائب قرار دارند غدد کیسه ای پشت پروستات (که ترشحات آن ها قسمتی از منی را تشکیل می دهد)
نیز در محدوده صلب و ترائب قرار گرفته اند».
سپس با اشاره به غدد کیسه ای ترشح کننده منی و وظایف آن ها می نویسند: این دو غده ترشح کننده هستند که ترشحات آن ها بخشی از
مایع منی را تشکیل می دهد. ترشحات این غدد به رنگ زرد بوده و از نظر فرکتوز بسیار غنی است همچنین این غدد در عمل جهشی منی به
خارج و به صورت دفعات بر اثر انقباض عضلات آن ها نقش بسیار مهمی ایفا می کنند.
پس می توان گفت: منی از میان صلب مرد به عنوان یک مرکز عصبی - تناسلی امر کننده و ترائب او به عنوان رشته های عصبی مأمور به
اجرا، خارج می شود. و در واقع خروج منی با تناسق و هماهنگی کامل بین آمر و مأمور انجام می پذیرد و این مسأله از نظر علمی نیز
اثبات رسیده است. با توجه به توضیحات فوق هیچ اشکالی در این مسأله باقی نمی ماند که قرآن این موضوع را به گونه ای اعجازآمیز
و به صورت موعظه بیان فرموده است»(2).
نتیجه گیری
به نظر می رسد که می توان معنای ششم و هفتم را با هم جمع کرد و این معنا با کلام علامه طباطبایی رحمه الله (مراد کل بدن
انسان باشد) نیز قابل جمع است. و با مبانی علمی هم ناسازگاری ندارد. بلکه علم مؤید آن است. چرا که قرآن می فرماید: «منی مرد
از بدن او که بین پشت و جلوی او (که منظور محل آلت تناسلی اوست) خارج می شود». و این مطلب با ظهور آیه شریفه که صفت برای
«ماء دافق» است سازگارتر است. پس آیه ربطی به زنان ندارد تا با مبانی علمی خروج منی و جهنده نبودن اوول ناسازگار باشد.
نکته
1: قرآن کریم سخن پروردگاری حکیم و عالم است که در اوج فصاحت، بلاغت و ادب بیان شده است. ادب قرآن در بیان مطالب جنسی
کاملاً روشن است. به نظر می رسد که در این جا نیز برای این که نام آلت تناسلی انسان به صراحت برده نشود از تعبیر «ما بین
الصلب والترائب» «آب جهنده ای که از ما بین پشت (مرد) و دو استخوان پای» استفاده شده است.
نکته
2: این تعبیر قرآن کریم گرچه اشاره ای لطیف به مسایل علمی است و بار دیگر عظمت این کتاب آسمانی را روشن می سازد امّا
این مطلب نمی تواند دلیل اعجاز علمی قرآن باشد. چرا که خروج منی از بدن انسان و دستگاه تناسلی که بین پشت و دو استخوان جلوی
بدن است فی الجمله برای بشر قابل حسّ بوده است. پس قرآن کریم در این مورد خبر غیبی را بیان نکرده است. و مطالب علمی دکتر پاک
نژاد در رابطه با دخالت مایع اطراف ستون فقرات در منی نیز به صورت احتمالی بیان شد و چیز خاصی را اثبات نکرد.
منشأ منی کجاست (صلب - ظهور)؟
قرآن کریم در مورد نسل انسان ها اشاره به پشت (کمر) می کند و در این مورد دو تعبیر در قرآن یافت می شود که مورد توجه برخی
پزشکان قرار گرفته و آن را نوعی اعجاز علمی قرآن دانسته اند.
(وَ إِذْ أَخَذَ رَبُّکَ مِنْ بَنِی آدَمَ مِنْ ظُهُورِهِمْ ذُرِّیَّتَهُمْ وَ أَشْهَدَهُمْ عَلی أَنْفُسِهِمْ أَ لَسْتُ
بِرَبِّکُمْ قالُوا بَلی شَهِدْنا)1 ؛ «و هنگامی که پروردگارت از پشت فرزندان آدم، ذریه آنان را بر گرفت و ایشان را بر
خودشان گواه ساخت که آیا پروردگار شما نیستم؟ گفتند: چرا گواهی دادیم».
(خُلِقَ مِنْ ماءٍ دافِقٍ یَخْرُجُ مِنْ بَیْنِ الصُّلْبِ وَ التَّرائِبِ)2 ؛ «از آب جهنده ای خلق شده [که] از بین صُلب و
ترائب بیرون می آید».
نکات تفسیری
در مورد آیه دوّم (صلب و ترائب) در بحث پیشین بحث مبسوطی داشتیم و بیان شد که مقصود از صلب و ترائب همان بین کمر مرد و دو
استخوان ران اوست که کنایه از دستگاه تناسلی مرد است. پس محور اصلی سخن را در این جا آیه ی اوّل قرار می دهیم. در مورد این
آیه مفسران و صاحب نظران شش احتمال و دیدگاه را مطرح کرده اند:
الف: محدثین و اهل ظاهر گفته اند که: منظور این است که فرزندان آدم تا پایان دنیا به صورت ذرات کوچکی از پشت آدم خارج شدند و
فضا را پر کردند. در حالی که دارای شعور بوده و قادر به سخن گفتن بودند(1).
ب: منظور استعدادی است که خداوند در ذرات نخستین انسان (یعنی نطفه تا جنین) قرار داده تا بتوانند حقیقت توحید را درک کنند
(فطرت توحیدی)(2)
ج: مقصود عالم ارواح است یعنی خداوند قبل از خلقت اجساد انسان ها، ارواح آن ها را آفرید و مخاطب ساخت. این تفسیری است که از
برخی روایات استفاده کردند. و استاد مکارم شیرازی بدون اشاره به قائل نقل می کند(3).
د: مقصود گفتگو انبیاء با برخی مردم است. که دلائل توحید را از انبیا شنیدند و پاسخ مثبت دادند. (زبان قال)(1).
ه -: زبان حال همه ی انسان ها بعد از بلوغ و عقل است که با دیدن آیات الهی به یکتایی او اعتراف می کنند. این تفسیر را از
بلخی و رمانی نقل می کنند(2).
و: مقصود عالم ملکوت و وجود جمعی موجودات نزد خداست که با شهود باطنی خدا را مشاهده کرده و به وحدانیت او اعتراف می کنند.
(دیدگاه علامه طباطبائی رحمه الله(3))
ما در این مختصر در صدد نقد و بررسی اقوال مفسرین در مورد تفسیر این آیه نیستیم. چرا که از موضوع بحث ما خارج است و فقط به
بررسی مطالب علمی آیه می پردازیم(4). واژه «ذرّیه» که در آیه 172 سوره اعراف آمده است به معنای فرزندان کوچک و خرد سال است و
در مورد ریشه لغوی آن که چند احتمال داده شده است:
1. از «ذرء» (بر وزن زرع) به معنای آفرینش باشد. بنابراین مفهوم اصلی «ذریه» با مفهوم مخلوق و آفریده شده برابر است.
2. بعضی آن را از «ذرّ» (بر وزن شرّ) دانسته اند که به معنای موجودات بسیار کوچک همانند ذرات غبار و مورچه های بسیار ریز می
باشد. از این نظر که فرزندان انسان نیز در ابتداء از نطفه ی بسیار کوچکی آغاز حیات می کنند.
3. احتمال دارد از ماده «ذرو» (بر وزن مرو) به معنای پراکنده ساختن باشد و به فرزندان انسان ذریه گویند چون پس از تکثیر به
هرسو در روی
زمین پراکنده می شوند(1) و جمله «من ظهورهم» بدل از جمله «من بنی آدم» است. و واژه «ظهر» به معنای «پشت انسان» است اگر چه به
معنای «قوت و شدت» هم به کار می رود(2)
اسرار علمی:
در مورد آیات فوق برخی پزشکان این گونه اظهار نظر کرده اند:
1. دکتر قرقوز و دکتر دیاب درباره آیه 172 سوره اعراف می نویسند:
«از همان هنگام که انسان به صورت پاره گوشتی (جنین جوان) در شکم مادر قرار گرفته، دو برجستگی از طناب پشتی ( Notocord) که
بعداً ستون فقرات را تشکیل خواهد داد، به وجود می آیند. این دو برجستگی را لوله های تناسلی ( Genital tilge) می نامند. جنسیت
جنین به وسیله ی این لوله های تناسلی شناخته می شود.
اگر مقرر شده که جنین پسر باشد، این دو لوله از هفته ی ششم عمر جنین شروع به ساخت بافت های مشابه بافت های بیضه می کنند. و
امّا اگر مقرر شده که جنین دختر باشد، این لوله های تناسلی از هم متمایز شده تا در هفته ی دهم، بافت هایی شبیه بافت های
تخمدان را تشکیل دهند. بدین ترتیب بیضه ها و تخمدان ها که از یک مبدأ، یعنی کمر انسان نشأت گرفته اند به تولید عروس ها و
دامادها می پردازند تا از تلاقی آن ها بقای نسل بشر ادامه یابد. و بدین طریق متوجه می شویم که چگونه ذریه و نسل انسان از پشت
او پا به عرصه ی هستی می گذارد و به بیان اعجازآمیز قرآن در این زمینه که چهارده قرن پیش بیان گردیده واقف می شویم(3)».
سپس ایشان برای توجیه کلمه «صلب» در آیه 7 سوره طارق متذکر می شود که ستون فقرات کمر و استخوان خاجی از نظر عصبی دربرگیرنده
مرکز تنظیم رفتارهای جنسی است. و منطقه خاص صلب که مسئول این عصب دهی است را بین مهره دوازدهم پشتی و مهره اوّل، دوّم، سوّم
و چهارم خاجی می داند(1).
2. دکتر پاک نژاد نیز در مورد آیه 172 سوره اعراف می نویسد:
«تخم و تخمدان هر دو از اول خلقت در پشت قرار دارند و پس از چندی (وقتی جنین در حدود شش ماه دارد) در جنس نر هر دو پایین
کشیده شده در پوسته بیضه قرار گرفته به وضع عادی در می آید و در جنس ماده نیز مختصر جابجا شده در دو طرف پهلو محاذی لوله های
رحم جایگزین می شود. پیدایش نسل و ذریه را نیز می دانیم در اثر روانه شدن و نزدیک شدن و سر انجام یکی شدن یکی از دو جزء از
جنس نر و ماده (نطفه پدر و نطفه مادر) صورت خواهد گرفت.
این دو جزء از ابتدای پیدایش پدر و مادر در آن ها به ودیعت نگهداری شده و سر انجام به صورت دو جزء تولید مثل (گامت نر و گامت
ماده) در آمده به هم آمیخته جنین را می سازند و می دانیم که گامت ماده و نر یکی به تخمدان و دیگری به تخم ارتباط دارد. و لذا
وقتی قرآن می فرماید: «چون پروردگارت از اولاد آدم از پشتشان ذریه ایشان را گرفت»(2). شاید اشاره به همین مطلب یعنی به محل
اولیه تخم و تخمدان باشد»(3) سپس اشاره می کند که آیه تفسیرهای متعددی دارد(4) و در جای دیگر از همین مطلب (جای قرار گرفتن
اولیه بیضه تخمدان در پشت انسان) برای تفسیر آیه 7 سوره طارق استفاده می کند(5). (که عین عبارت او در بحث قبل آورده شد.)
3. استاد مکارم شیرازی پس از آن که شش قول مفسرین را نقل کرده است. دیدگاه دوم (استعدادی که خداوند در ذرات نخستین انسان
یعنی نطفه و سپس جنین قرار داده تا بتوانند حقیقت توحید را درک کنند) و پنجم (زبان حال انسان ها بعد از بلوغ و عقل که به
یکتایی خدا اعتراف می کنند) را بر می گزیند. و بقیه دیدگاه ها را مورد انتقاد قرار می دهد. و سپس در توضیح دیدگاه دوم می
نویسند:
«به این ترتیب «عالم ذر» همان عالم جنین است و سؤال و پاسخ به زبان حال صورت گرفته نه به زبان قال. و این مطلب شواهد و نظایر
زیادی در کلمات عرب و غیر عرب دارد(1)».
بررسی:
در این جا تذکر چند مطلب لازم است:
1. دلالت تعبیر «من ظهورهم» بر دو برجستگی طناب پشتی جنین که منشأ لوله های تناسلی (تخم و تخمدان) مرد و زن است، جای تأمل
است.
چرا که اگر ظاهر لفظ آیه را در نظر بگیریم می گوید: «ذریه انسان از پشت و کمر او اخذ شد». یعنی ظاهر آیه اخذ ذرّیه از پشت
انسان به صورت مستقیم و بالفعل است (نه بالقوه و منشأ پیدایش). در حالی که ذریه انسان از اسپرم و اوول است که بالفعل از بیضه
ها و تخمدان زن خارج می شوند نه از پشت آن ها.
و لذا این ظهور آیه قابل اخذ نیست پس یا باید عبارت «من ظهورهم» را بر معنای کنایی حمل کنیم و بگوییم مقصود آیه این است که
«از نسل انسان ها» همان طور که در تعبیرات عرفی می گوییم: «این افراد تا هفت پشت فلان هستند» و مراد نسل بعد نسل است و لکن
این تعبیرات عرفی فقط در
فارسی است و در لغت عرب چنین تعبیری در مورد «ظهر» نیافتیم و یا بگوئیم «من» نشویه است و می خواهد بگوید منشأ پیدایش ذریه
انسان پشت او است اگر چه مستقیم و بالفعل این گونه نیست. بنابراین سخن دکتر پاک نژاد و دکتر قرقوز و دکتر دیاب وجهی پیدا می
کند.
2. آیه 172 سوره اعراف در مورد منشأ ذریه انسان اگر برطبق احتمالی معنا شود که دکتر پاک نژاد و دیاب و قرقوز معنا کردند می
تواند نوعی رازگویی علمی قرآن باشد. امّا به هیچ وجه دلالتی بر اعجاز علمی قرآن ندارد، چرا که:
اولاً: در آیه فوق حداقل شش احتمال تفسیری وجود دارد که سخن این پزشکان فقط بنا بر احتمال دوم (ب) صحیح بود.
ثانیاً: در مورد ماده «ذر» چند ریشه لغوی ذکر شد. که باز نکته علمی این پزشکان محترم بنا بر یک احتمال صحیح بود.
ثالثاً: در مورد کلمه «ظهر» چند احتمال ذکر شد که تفسیر علمی آیه بنا بر یک احتمال صحیح بود. پس با توجه به احتمالات فوق در
آیه 172 سوره اعراف نمی توان یک تفسیر را به صورت قطعی به آیه نسبت داد و آن را دلیل اعجاز علمی آیه فوق دانست.
3. واژه «صلب» نیز دلالتی بر منشأ پیدایش انسان از پشت افراد ندارد. چرا که در آیه 7 سوره طارق می خوانیم (مِنْ بَیْنِ
الصُّلْبِ وَ التَّرائِبِ ) «از بین صلب و ترائب» یعنی منی از بین پشت مرد و دو استخوان ران او (دستگاه تناسلی او) بیرون می
آید. و تعبیر «من بین» می رساند که منشأ آب، خصوص پشت مرد نیست(1).
جمع بندی و نتیجه گیری
با توجه به مطالب فوق الذکر هیچ تعارضی بین قرآن و علوم پزشکی در آیه «صلب و ترائب» وجود ندارد. بنابراین سخن دکتر سروش در
مورد آیه ی فوق که می نویسد: «همچنین است سخن از آسمان های هفت گانه یا خروج نطفه از میان صلب وسینه... که همه از جنس علم
ناقص زمانه اند»(1). صحیح به نظر نمی رسد. و اصولاً این گونه مطالب براساس تصورات عامیانه و تفسیرها و ترجمه های ناصواب از
آیه شکل می گیرد.
عجیب این است که ایشان در این مورد به تفسیر المیزان و مانند آن مراجعه نکرده و بر اساس خطای عرفی و برخی ترجمه های عامیانه
قضاوت کرده که «ترائب» را «سینه» معنا کرده اند، در حالی که اگر کسی بخواهد مطلبی را به قرآن نسبت دهد لازم است به قرائن
نقلی (آیات و روایات) و عقلی و علمی مراجعه کند و با توجه به معنای لغوی و اصطلاحی و بررسی دیدگاه های مفسران و مترجمان (نه
تقلید از آن ها) مطلبی را به قرآن نسبت دهد وگرنه نسبت دادن مطالب غیر علمی به خدای متعال می شود که یکی از مصادیق تفسیر به
رأی است و بر اساس روایات حرام و سزاوار آتش است.
عن النبی صلی الله علیه و آله «من فسّر القرآن برأیه فلیتبوأ مقعده من النار»(2)
پینوشتها
- ۱- ر. ک: نامه «طوطی و زنبور» همو، اردیبهشت 1387 ش، ص 14.
- ۲-دکتر موریس بوکای، مقایسه ای میان تورات، انجیل، قرآن و علم، ص 279.
- ۳-سخنان آن ها و نقد آن به دنبال می آید.
- ۴- علامه طباطبایی رحمه الله، المیزان، ج 20، ص 379، دار الکتب الاسلامیه، تهران، 1379 ق. چاپ سوّم.
- ۵- زمخشری، الکشاف، ذیل آیات فوق می گوید: و لم یقل ماءین لامتزاجهما فی الرحم... (ج 4، ص 735، نشر دار الکتاب العربی، 1406 ق).
- ۶- تعداد اسپرم ها را در هر عمل زناشویی بین دویست تا سیصد میلیون دانسته اند. ر. ک: پروفسور توماس وی سادلر، رویان شناسی پزشکی لانگمن، ترجمه دکتر مسلم بهادری و دکتر عباس شکور، ص 30 و بهداشت ازدواج از نظر اسلام، ص 42 و مصطفی زمانی، پیشگویی های علمی قرآن، ص 118.
- ۷- مفردات راغب اصفهانی، ماده ی «صلب».
- ۸-فخررازی، تفسیر کبیر، ذیل آیه، زیر آیه 5-7 سوره طارق و نیز مصطفوی، التحقیق فی کلمات القرآن الکریم، ج 6، ص 262.
- ۹- طب در قرآن، ص 31.
- ۱۰- علامه طباطبایی، تفسیر المیزان، ذیل آیه ی 5-7 سوره ی طارق.
- ۱۱- رستگاری جویباری، تفسیر البصائر ذیل آیه ی 5-7 سوره ی طارق.
- ۱۲- اولین دانشگاه و آخرین پیامبر، ج 1، ص 240.
- ۱۳-مصطفوی، التحقیق فی کلمات القرآن الکریم، ج 6، ص 263.
- ۱۴- همان.
- ۱۵- همان.
- ۱۶-مجمع البیان، ذیل آیه ی 5-7 سوره ی طارق و نیز لسان العرب و تفسیر نمونه با این تفاوت که ترائب را جمع تریبه گرفته اند.
- ۱۷-تفسیر ابن کثیر (تفسیر القرآن العظیم)، ج 4، ص 532 و مجمع البیان، ذیل آیه.
- ۱۸-همان.
- ۱۹- همان
- ۲۰- تفسیر البصائر، ذیل آیه و نیز تفسیر ابن کثیر.
- ۲۱-مجمع البیان، ذیل آیه.
- ۲۲-البصائر، ذیل آیه.
- ۲۳- اولین دانشگاه و آخرین پیامبر، ج 1، ص 240-241.
- ۲۴-البصائر، ذیل آیه.
- ۲۵-ر. ک: تفسیر ابن کثیر، ذیل آیه از ضحاک (که از تابعین تابعین در تفسیر است) این معنا را نقل می کند. (قال ضحاک: الترائب بین الثدیین والرجلین والعینین...) و در مقاییس اللغه نیز گوید: ترب: اصلان احدهما التراب وما یشتق منه والاخر تساوی الشیئین. و صاحب التحقیق بعد از آن که اصل معنای لغوی را مسکنه و خضوع کامل می داند می گوید: امّا خروجه من بین الصلب والترائب فلعلّ المراد خروجه من بین العمود الفقری وهو الصلب المنتهی الی العجز وبین الفخذین المعبّر عنهما بالترائب لکونهما من اسافل الاعضاء... (مصطفوی، التحقیق فی کلمات القرآن الکریم، ج 1، ص 383-384).
- ۲۶-طب در قرآن، ص 32.
- ۲۷-ر. ک: التمهید فی علوم القرآن، ج 6، ص 62-64.
- ۲۸- استاد فولادوند، ترجمه قرآن.
- ۲۹- سید قطب، تفسیر فی ظلال القرآن، ج 6، ص 3877.
- ۳۰-مصطفوی، التحقیق فی کلمات القرآن الکریم، ج 1، ص 384 (وامّا تفسیر الآیه الکریمه بالخروج من بین ظهر الرجل وصدر المرأه فغیر صحیح فان حقیقه اللفظین غیر ما فسّروهما ولان الماء لا یخرج من بین ظهر الرجل و صدر المرأه ای من وسطهما).
- ۳۱-تفسیر نمونه، ج 26، ص 365. به صورت احتمال ذکر می کند.
- ۳۲-همان و نیز صاحب التحقیق فی کلمات القرآن الکریم نیز این مطلب را به صورت توضیح یک احتمال ذکر کرده است. ج 6، ص 263.
- ۳۳- ر. ک: تفسیر نمونه، ج 26، ص 367.
- ۳۴- همان.
- ۳۵-همان، ص 366.
- ۳۶-ر. ک: التمهید فی علوم القرآن، ج 6، ص 64.
- ۳۷- طب در قرآن، ص 32-33 با تلخیص.
- ۳۸- ر. ک: علامه مجلسی رحمه الله، مرآه العقول، ج 7، ص 38.
- ۳۹- المنار، ج 9، ص 387 و فی ظلال القرآن، ج 3، ص 671.
- ۴۰-استاد مکارم شیرازی، پیام قرآن، ج 3، ص 110.
- ۴۱-تفسیر ابو الفتوح رازی، ج 5، ص 326.
- ۴۲- ر. ک: شیخ طوسی، تفسیر تبیان، ج 5، ص 27.
- ۴۳-المیزان، ج 8، ص 334 به بعد.
- ۴۴-این شش قول در تفسیر موضوعی پیام قرآن جمع آوری شده و مورد نقد و بررسی مفصل قرار گرفته است. (پیام قرآن، ج 3، ص 108 تا 115.)
- ۴۵- ر. ک: مفردات راغب اصفهانی، ماده ی «ذرو» و نیز تفسیر نمونه، ج 7، ص 4-5.
- ۴۶- ر. ک: مفردات راغب و نیز التحقیق فی کلمات القرآن الکریم.
- ۴۷-طب در قرآن، ص 77-78 با تلخیص.
- ۴۸-همان، ص 31.
- ۴۹-اعراف/ 172.
- ۵۰- اولین دانشگاه و آخرین پیامبر، ج 1، ص 237-238.
- ۵۱- همان.
- ۵۲- همان، ص 240-241.
- ۵۳-پیام قرآن، ج 3، ص 109 تا ص 115.
- ۵۴-برای اطلاع بیشتر از این مباحث ر. ک: پژوهشی در اعجاز علمی قرآن، ج 2، دکتر محمد علی رضایی اصفهانی و شگفتی های پزشکی قرآن، حسن رضا رضایی.
- منبع: شبهات جدید/ جمعی از پژوهشگران قرآنی [مرکز تحقیقات قرآن کریم المهدی]؛ زیر نظر محمدعلی رضایی اصفهانی.قم: انتشارات پژوهش های تفسیر و علوم قرآن، ۱۳۹۰









