آیا خدا می توانست یک فرزند داشته باشد؟
۱۴ مهر ۱۴۰۵ 0 معارف*توضیح شبهه
در آیه 4 سوره زمر می فرماید (لَوْ أَرادَ اللّهُ أَنْ یَتَّخِذَ وَلَداً لاَصْطَفی مِمّا یَخْلُقُ ما یَشاءُ...)1 ، این آیه امکان این مسئله را تأیید می کند و البته در آیاتی دیگر همچون آیه 101 سوره انعام که فرموده (بَدِیعُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ أَنّی یَکُونُ لَهُ وَلَدٌ وَ لَمْ تَکُنْ لَهُ صاحِبَهٌ...)2 احتمال این کار را رد می کند.
*پاسخ
نسبت فرزندگزینی به خدای سبحان، سخن شایع بین عموم دوگانه پرست هاست که برخی، فرشتگان را دختران خدا می پنداشتند و برخی همچون یهود، عزیر علیه السّلام، و نصارا، عیسی علیه السّلام را فرزند خدا می دانستند و گویا منظور این دو مذهب صرف احترام به آن دو پیامبر بوده است(1).
اما آنچه مسلم است و در آیات قرآن به صراحت بیان شده آن است که خداوند فرزندی برای خود انتخاب نکرده است؛ این پرسش نیز در مقام بیان این مطلب نیست، بلکه آنچه در این پرسش مطرح است امکان این امر در توانایی خداوند است؛ با توجه به این مسأله ما قصد بررسی نوع اعتقاد آنها را نداریم بلکه می خواهیم بررسی کنیم که با وجود ویژگی های خاص خداوند و نیز شرایط فرزندگزینی، آیا این امر برای خداوند قابل تصور است یا نه؟
در ابتدا باید ببینیم در مورد فرزند داشتن چند تصور وجود دارد و ملزومات هر تصور چیست؛ در این مورد باید گفت که دو تصور از فرزند داشتن وجود دارد، یکی فرزند حقیقی، یعنی وجود والد و تولید مثل نمودن، و دیگری فرزند تشریفی که به عنوان فرزندخوانده است و در این مورد والد وجود ندارد بلکه اختیارکنندۀ فرزند مطرح است؛ اما هرکدام از اینها دارای شرایط و لوازماتی است.
از جمله لوازمات فرزند حقیقی، جسم بودن، تجزیه پذیری، شبیه و نظیرداشتن و نیز همسر داشتن است که همه این موارد نشانه نیازمندی است(2) ، آفریدگار که جهان را به وجود آورده و رابطه او با موجودات فقط ایجاد و آفرینش است هرگز درباره ساحت او همسر و فرزندی تصور نمی شود تا اینکه از نظر تولید و تناسل طبیعی فرزندی برای خود به وجود آورد زیرا هرچه در نظام وجود است مخلوق و آفریده اوست و هر چه را اراده فرماید به مجرد اراده پدید می آورد و نیازمند به تولید از طریق طبیعی نیست(3) ؛ پس خداوندی که واجب الوجود است یعنی باید خود منشأ و تکیه گاه برای همه موجودات باشد و اقتضای آن منزه بودن از هر نقصی است از این تصور منزه و پاک است، چرا که نیازمندی خود نوعی نقص و نشانگر نوعی کمبود در فرد نیازمند است.
هم چنین والد حقیقی از مواد اولی تشکیل دهنده ی فرزند است در حالی که خداوند (بَدِیعُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ ) است، یعنی موجودات را بدون نقشه و ماده پیشین آفریده است(4) و هدف از فرزند حقیقی بقای نوع و نسل است، در حالی که در خداوند موت و فنا تصور نمی شود(5) ؛ قرآن نیز در برخی آیات خود این نوع نسبت را رد می کند از جمله: (أَلا إِنَّهُمْ مِنْ إِفْکِهِمْ لَیَقُولُونَ، وَلَدَ اللّهُ وَ إِنَّهُمْ لَکاذِبُونَ )(6) ، «آگاه باشید که آنان قطعاً بر اثر دروغ بزرگشان می گویند: «خدا فرزند آورده.» درحالی که آنان مسلماً، دروغ گویند» و (لَمْ یَلِدْ وَ لَمْ یُولَدْ، وَ لَمْ یَکُنْ لَهُ کُفُواً أَحَدٌ )(7) ، «نه زاییده و نه زاده شده است و هیچ کس برای او همتا نبوده است» و (بَدِیعُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ أَنّی یَکُونُ لَهُ وَلَدٌ وَ لَمْ تَکُنْ لَهُ صاحِبَهٌ )(8) ، «(خدا) پدید آورنده ی آسمان ها و زمین است؛ چگونه ممکن است برایش فرزندی باشد؟! و حال آن که برایش همسری نبوده» و آیاتی دیگر؛ بنابراین در هر صورت چه برای رفع نیاز مادی و چه نیاز معنوی، فرزند حقیقی محال است چرا که خداوند از همه این امور بی نیاز است(9).
اما در مورد فرزند تشریفی که غالب نسبت ها و تصورات در فرزند داشتن خداوند به این نوع برمی گردد، باید گفت در این تصور انتخاب فرزند برای کمک گرفتن یا انس گرفتن است آن چنان که قرآن نیز در داستان حضرت یوسف علیه السّلام از زبان همسر عزیز مصر می فرماید (أَکْرِمِی مَثْواهُ عَسی أَنْ یَنْفَعَنا أَوْ نَتَّخِذَهُ وَلَداً)4 ، «به زنش گفت: «جایگاه وی را گرامی دار؛ امید است که برای ما سودمند باشد، یا او را به عنوان فرزند بگیریم»؛ به این معنا که بتواند بخشی از کارها را به او واگذارد یا فرزندخوانده بخشی از کارهای او را بر عهده بگیرد و یا با وجود او انس روحی پیدا کرده و نیاز درونی خود را تأمین کند(10) ؛ که در این صورت نیز به مسأله قبل و نیازمندی مادی و معنوی و محال بودن آن برای خداوند باز می گردد؛ اما انتخاب فرزند تشریفی برای انسان ها ممکن است به خاطر وجود شباهتی بین آن ها باشد، در حالی که بین دیگری و خداوند شباهتی نیست تا فرزند خواندۀ او شود چون او مالک حقیقی و بقیه عبد محض اند(11) و بندگی و فرزندی با هم محال است(12). و اینگونه سخنان ناروا و افسانه سرایی بر اساس آن است که به ساحت قدس او نسبت بشریت، ترکیب، عجز، حاجت، نقص و امکان داده شده و ساحت او منزه از نقص و امکان است. علامه در این مورد می فرماید:
«اگر مسأله فرزندی آن ها برای خدا یک تشریف و احترامی باشد، نظیر فرزندی یک فرد برای اجتماع که آن را «تبنی» می گویند در این صورت باید این فرزند با پدرش در شؤونات خاصه او شریک باشد، مثلاً اگر او در اجتماع سیادت و آقایی دارد و یا ملک و املاک و یا حیثیت و آبرو و یا تقدم و وراثت و پاره ای احکام نسب را دارد، فرزند هم باید داشته باشد.»(13)
انتخاب فرزند در هر صورت برای نفع بردن است و با پاک و منزه بودن خداوند از عیب و نقص ناسازگار است؛ در قرآن هرجا سخن از نسبت اتخاذ ولد به خداوند به میان آمده لفظ «سبحانه» به کار برده شده، و «سبحان» یعنی منزه از نقص و عیب و ولد چه حقیقی و چه تشریفی برخواسته از نیاز است و نیاز نقص است پس خداوند نمی تواند فرزند برگزیند، زیرا وحدت پروردگار وحدت حقیقی است و وحدت عددی و محدودیّت نیست تا بتوان برای ساحت پروردگار مثل و یا فرزند و یا همسر تصور کرد(14).
به فرض که خداوند می توانست فرزندی برای خود برگزیند آنگاه می بایست آن فرزند به دور از همه این معایبی باشد که در مورد اتخاذ ولد ذکر شد؛ به عبارت دیگر آنچه آن را ولد می دانیم، نمی توانست باشد بلکه چیز دیگری همچون خلیل، حبیب، عباد مکرمون(15) و... است؛ در اینجا سخن از عدم قابلیت قابل یعنی وجود نقص و نیاز در فرزندگزینی و عدم امکان آن برای خداست، نه در فاعلیت فاعل یعنی عدم توانایی خداوند؛ به عنوان مثال این مسأله همچون محال بودن کشیدن مثلثی چهارضلعی است، که دلیل آن عدم امکان وجود مثلث چهار ضلعی است نه در عدم توانایی ترسیم کننده یک مثلث.
همچنان که گفتیم در بررسی آیات مربوط به این مسأله قرآن در همه جا با ذکر سبحان بودن خداوند هر دو نوع تصور در انتخاب فرزند را رد می کند؛ و در یک جا قرآن می فرماید شما هیچ گونه دلیل و سلطانی بر ادعای انتخاب فرزند توسط خداوند ندارید و نسبتی را که نمی دانید به خداوند می دهید(16) ؛ و در برخی آیات به طور مستقیم از نفی امکان اتخاذ فرزند توسط خداوند سخن گفته و می فرماید چگونه ممکن است برایش فرزندی باشد؟! و حال آنکه برایش همسری نبوده و همه چیز را آفریده و او به هر چیزی داناست(17) ؛ و در جایی گرفتن فرزند را همردیف یا خود شرک دانسته(18) و کسانی که این نسبت را به خداوند می دهند انذار می دهد(19). در اینجا به بررسی آیه 4 سوره زمر (لَوْ أَرادَ اللّهُ أَنْ یَتَّخِذَ وَلَداً لاَصْطَفی مِمّا یَخْلُقُ ما یَشاءُ سُبْحانَهُ هُوَ اللّهُ الْواحِدُ الْقَهّارُ )، «اگر (برفرض) خدا می خواست فرزندی برگزیند، حتماً از آنچه می آفریند، آنچه را می خواست برمی گزید؛ او منزّه است (از این که فرزندی داشته باشد)! او خدای یگانه چیره است» که به عنوان مؤید این شبهه معرفی شده می پردازیم؛ اما اینکه از این آیه برداشت می شود که خداوند می توانست فرزندی برای خود انتخاب کند را، باید با دقت در الفاظ و بیان آیه و نیز محتوای آیات دیگر بررسی کنیم.
این آیه با جمله شرطی شروع شده که حرف شرط «لو» بر سر آن آمده است و این حرف دلالت بر امتناع مدلول می کند همچون آیه (لَوْ کانَ فِیهِما آلِهَهٌ إِلاَّ اللّهُ لَفَسَدَتا)1 ، «اگر (بر فرض) در آن دو (= آسمان و زمین) معبودانی جز خدا بودند، حتماً (آسمان و زمین) تباه می شدند» پس اراده کردن فرزند توسط خداوند ممکن نیست و این امری محال است، و وقتی این اراده ممتنع شد جواب آن یعنی برگزیدن فرزند نیز ممتنع است(20) ؛ علامه نیز حجت اقامه شده در آیه را دالّ بر این می داند که فرزند گرفتن بر خدای تعالی به هر دو معنا محال است. در تفسیر نمونه آمده است که:
«آیه درصدد بیان این مطلب است که فرزند لابد برای کمک یا انس روحی است، به فرض محال که خداوند نیاز به چنین چیزی داشت فرزند لزومی نداشت، بلکه از میان مخلوقات شریف خود کسانی را برمی گزیند که این هدف را تأمین کنند چرا فرزند انتخاب کند؟»(21)
از بیان (مِمّا یَخْلُقُ ما یَشاءُ ) همچنین برمی آید که همه موجودات مخلوق او هستند و در آیه ای دیگر می فرماید: (وَ قالُوا اتَّخَذَ اللّهُ وَلَداً سُبْحانَهُ بَلْ لَهُ ما فِی السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ کُلٌّ لَهُ قانِتُونَ)4 ، «و گفتند: «خدا فرزندی [برای خود] گزیده است.» - او منزّه است - بلکه آنچه در آسمان ها و زمین است، فقط از آنِ اوست؛ [و] همه برای او [فروتن و] فرمان پذیرند» و این اشاره به این دارد که چه سنخیتی و شباهتی بین عبد محض با مولایش وجود دارد تا او را به عنوان فرزند بگیرد؛ در ادامه آیه هم چنین با بیان سُبوح بودن خداوند (سُبْحانَهُ )، محال بودن آن را یادآور شده و در آخر آیه آورده است که (هُوَ اللّهُ الْواحِدُ الْقَهّارُ ) یعنی از آنجا که او واحد، یگانه، قاهر و غالب بر همه چیز، ازلی و ابدی است، نه نیازی به کمک کسی دارد، و نه وحشتی در او تصور می شود که از طریق انس گرفتن با چیزی برطرف گردد، و نه احتیاج به ادامه نسل دارد، بنابراین او از داشتن فرزند، خواه حقیقی باشد یا انتخابی منزه و پاک است(22).
نتیجه: پس فرزند داشتن برای خداوند محال است چون مخلوقات چنین ظرفیتی ندارند و خود فرزند گزینی دارای شرایطی است که برای خداوند به عنوان نقص محسوب شده و شأن خداوند اجلّ از آنهاست و آیات قرآن نیز در این زمینه با هم دیگر منافات ندارد.
منبع جهت مطالعه بیشتر
1. تفسیر روشن، علامه مصطفوی، ج 2، ذیل آیه 116 بقره.
2. أطیب البیان فی تفسیرالقرآن، سید عبدالحسین طیب، ج 9، ذیل آیه 26 انبیاء.
3. تفسیر اثنا عشری، حسین بن احمد حسینی شاه عبدالعظیمی، ج 9، ذیل آیه 2 فرقان و تفاسیر دیگر ذیل آیات مربوطه.
پینوشتها
- ۱- طباطبایی، تفسیر المیزان، ج 17، ص 358، ذیل آیه 4 سوره زمر.
- ۲-قرائتی، تفسیر نور، ج 10، ص 143، ذیل آیه 4 سوره زمر.
- ۳- حسینی همدانی، انوار درخشان، ج 10، ص 236، ذیل آیه 4 کهف.
- ۴-جوادی آملی، تفسیرتسنیم، ج 6، ص 293، ذیل آیه 116 بقره.
- ۵- همان، ص 295.
- ۶- صافات/ 151 و 152، (آگاه باشید که آنان قطعاً بر اثر دروغ بزرگشان می گویند: خدا فرزند آورده در حالی که آنان مسلماً دروغگویند.)
- ۷- اخلاص/ 3 و 4، (نه زاییده و نه زاده شده است و هیچ کس برای او همتا نبوده است.)
- ۸- انعام / 101.
- ۹-تفسیر تسنیم، ج 6، ص 295.
- ۱۰- باید توجه داشت که اتخاذ خلیل و نبی وامثالهم، از اتخاذ ولد جداست و در آنها هیچ گونه نیازمندی خداوند مطرح نیست بلکه سپردن امور و اختیارات در طول اختیارات خداست و امر تفویضی نیست.
- ۱۱- تفسیر تسنیم، ج 6، ص 290.
- ۱۲- سور آبادی، تفسیر سور آبادی، ج 1، ص 116، ذیل آیه 116 سورۀ بقره.
- ۱۳-ترجمه المیزان، ج 17، ص 358.
- ۱۴-انوار درخشان، ج 10، ص 236.
- ۱۵-انبیاء/ 26، (وَ قالُوا اتَّخَذَ الرَّحْمنُ وَلَداً سُبْحانَهُ بَلْ عِبادٌ مُکْرَمُونَ).
- ۱۶-یونس/ 68.
- ۱۷- انعام/ 101.
- ۱۸- اسراء/ 111.
- ۱۹-کهف/ 4.
- ۲۰-ترجمه المیزان، ج 17، ص 358.
- ۲۱-مکارم، تفسیر نمونه، ج 19، ص 374، ذیل آیه 4 سوره زمر.
- ۲۲-تفسیر نمونه، ج 19، ص 374.
- منبع: شبهات جدید/ جمعی از پژوهشگران قرآنی [مرکز تحقیقات قرآن کریم المهدی]؛ زیر نظر محمدعلی رضایی اصفهانی.قم: انتشارات پژوهش های تفسیر و علوم قرآن، ۱۳۹۰









