منوی اصلی

صد روایت کوتاه و خواندنی از زندگی آیت الله سید علی قاضی (ره) - بخش ششم

صد روایت کوتاه و خواندنی از زندگی آیت الله سید علی قاضی (ره) - بخش ششم

از شیر سگ تا شیر گوسفند

با عرفان و عرفا میانه خوبی نداشتم . شنیده بودم که آقای قاضی در نجف جلسات عرفانی دارد به ذهنم رسید بروم گوشه ای از جلسه اش بنشینم و وقتی مطالب عرفانی مطرح می کند بلند شوم و اعتراض کنم .
روزی که به مسجد آقای قاضی رفتم پشت ستونی نشستم تا مرا نبیند . 
آقای قاضی آمد و درس را شروع کرد:«بسم الله الرحمن الرحیم».
قدری سکوت کرد...دوباره گفت:«بسم الله الرحمن الرحیم».
دوباره سکوت...دفعه سوم گفت:بسم الله الرحمن الرحیم.تعجب می کنم شخصی تشنه است در بیابان هراسان می چرخد به او ظرفی می دهند تا برود از شیر گوسفندان گله استفاده کند اما به سوی سگ گله می رود و می خواهد از شیر آن سگ بنوشد!»
این جملات را که شنیدم ناگهان به خودم لرزیدم فهمیدم ماجرا از چه قرار است با خودم گفتم :«چرا آمده ای برای انتقاد؟خب بنشین حرفها را گوش بده شاید راست باشد!»
یک دفه تصمیمی که گرفته بودم عوض شد . نرم شده بودم.آقای قاضی گفت:«خب حالا درست شد»
درس که تمام شد رفتم جلو دستش را بوسیدم و معذرت خواهی کردم. 
او هم به گرمی مرا پذیرفت و باب ارتباط من با او باز شد.
 

آماده ملاقات

نامه ای نوشته بود از اوضاع معنوی بدی که داشت نزد استاد شکایت کرده بود. 
استاد هم دوای دردش را برایش نوشته بود:
«حضرت آقا ...تمام این خرابی ها از جمله وسواس و عدم آرامش از غفلت ناشی می شود.
کمترین مرتبه غفلت غفلت از دستورات خداوند است...
سبب تمام غفلت ها غفلت از مرگ و تخیل ماندن در دنیاست. 
پس اگر می خواهی از جمیع ترس و هراس و وسواس ایمن باشی دایما در فکر مرگ و آمادگی ملاقات خدا باش. این است گوهر گرانها و کلید سعادت دنیا و آخرت.»
 

فقط چند مشت آب

در آن زمان کسی در خانه حمام نداشت حمام ها عمومی بود در نجف دو حمام بود حمام قیصریه و حمام عل یآقا.
شب ها که حمام ها بسته بود اگر می خواست غسل کند منتظر حمام عمومی نمی شد. 
این حالت را بسیار سنگین مب دانشت. می گفت:«مومن باید هرچه سریعتر خود را از زیر سنگینی نیاز به غسل خارج کند.»
در همان خانه کنار اتاق حوله ای پهن می کرد و روی آن می ایستاد و طبق سنت فقط با چند مشت آب غسل می کرد.
 

حوض نفس

قدیم ها بهداشت  و نظافت مثل امروز نبود. در بعضی از مناطق آبی که در جوی ها جاری می شد و به دست مردم می رسید کثیف بود آب را می انداختند در آب انبار یا حوض و می گذاشتند مدتی بماند تا جرم هایش ته نشین شود. بعد برای شست و شو استفاده می کردند.
آقای قاضی به شاگردانش می گفت:
« نفس انسان مثل همین حوض هاست اگر آرامش داشته باشد اضافات و کثافات ته نشین می شود. راه کسب این آرامش چیست؟ سکوت. وقتی پرحرفی می کنیم و خودمان را به تلاطم بی خود می اندازیم در واقع داریم نفس مان را زیر رو می کنیم! اما اگر کسی رعایت «صمت» و سکوت را بکند آرام آرام این آلودگی ها که ته نشین شده منجمد می شود و دیگر حرکت نمی کند این طوری نفسش را تحت تسلط خود در می اورد...»
 

خیلی نورانیت می آورد

کسی آمده بود خدمت او  وحالاتش را بیان می کرد
در بین حرفهایش گفت:«من روزی ۵ جزء قرآن می خوانم.»
آقای قاضی با تعجب جواب داد:«پنج جزء که خیلی نورانیت می آورد! خیلی نورانیت می آورد!»
این جملات در میان سفارش های مکتوبش هم به چشم می خورد:
«تلاوت روزانه قران کمتر از یک جزء نباشد بر شما باد به تلاوت قرآن کریم در شب با صورت زیبا و حزین که چنین نلاوتی شراب مومنین است.»
 
 

قرآن زیر کرسی

از استاد پرسیدپم :
«مگویند بعضی ها وقتی قرآن تلاوت می کنند عجایبی را مشاهده می کنند و افق های جهان مقابل چشمان شان باز می شود چرا ما که قرآن می خوانیم چیزی نمی بینیم؟!»
سرش را بالا آورد:
«بله... آن کسانی که شما می گویید قرآن را با آدابش می خوانند می ایستند رو به قبله و با دو دست قران را بالا می گیرند با همه وجود به آنچه می خوانند توجه دارند و حواسشان هست در برابر چه کسی ایستاده اند ولی ما چه کار می کنیم؟! می رویم زیر کرسی و لحاف را تا نزدیک چانه روی خودمان می کشیم و به قرآن نگاه می کنیم...»
یاد قرآن خواندن هایم افتادم دقیقا همان طور ی بود که استاد توصیف کرده بود زیر کرسی در حالی که لحاف را تا زیر چانه خود می کشیدم!
 

ساعت خواب

خواب آقای قاضی چهار ساعت بود. یک ساعت در روز و سه ساعت در شب.
می گفت:«خواب عموم مردم سه مرحله دارد:
مرحله شروع خوابیدن که از ابتدای دراز کشیدن شروع می شود و تا رسیدن به عمق خواب ادامه پیدا می کند.
مرحله بعدی خواب عمیق است که زمانش به تناسب مزاج و سن افراد فرق می کند اصل خواب که نیاز بدن را رفع می کند همین مرحله است. مرحله سوم هم بازگشت از خواب عمیق است تا بلند شدن ا ز رختخواب
اگر کسی بتوناد با تمرین و تلاش از مرحله اول و سوم بی نیاز شود فقط مرحله دوم باقی می ماند و این مرحله هم بیشتر از چهار و پنج ساعت طول نمی کشد.»
 

نسخه

آقای قاضی به شاگردان و کسانی که به دنبال راه خدا بودند دستور داده بود روایت «عنوان بصری«‌را در جیب داشته باشد و هفته ای یکی دوبار آن را مطالعه کنند.
روایت عنوان بصری معجونی کامل از دستور سلوک و آموزش سبک زندگی اسلامی و عرفانی از زبان امام صادق (ع) است.
از آداب معاشرت خلوت غذا  و تحصیل علم و تحمل سختی های گرفته تا ظرایف عبودیت تسلیم رضا و رسیدن به مقام توحید همه و همه در این روایت به زیباترین شکل آمده. 
آقای قاضی کسی را که به این روایت تعهد نداشت به عنوان شاگرد نمی پذیرفت.
 
 

با این اخلاق

خدمت آقای قاضی آمده بود و از او تشرف به محضر امام زمان (ع) را طلب می کرد می خواست استاد برایش اجازه ورود بگیر. 
آقای قاضی سرش را بالا آورد.
نگاهش تیز شد:«با این اخلاق بد و تندخویی در خانه چگونه می شود به این مقامات رسید؟!»
 

منبع

  • استاد صد روایت از زندگی آیت الله سید علی قاضی:انتشارات موسسه خدمات مشاوره ای و پژوهش های اجتماعی -نوبت چاپ اول-۱۳۹۹
 

افزودن دیدگاه جدید