دعای قرآنی: هدایت الهی
۰۷ شهریور ۱۴۰۵ 0
رَبَّنا آتِنا مِنْ لَدُنْکَ رَحْمَهً وَ هَیِّی لَنا مِنْ أَمْرِنا رَشَداً (کهف: 10)
پروردگارا! از سوی خودت برای ما رحمتی عطا کن و برای ما از کارمان راه نجاتی فراهم ساز.
موحّد چو در پای ریزی زرش
و یا تیغ هندی نهی بر سرش
امید و هراسش نباشد ز کس همین است معنای توحید و بس
خداوند، تنها تکیه گاه موحّدان در سختی ها،
گرفتاری ها و بن بست هاست. هر که جز به خدا روی آورد و به غیر او تکیه کند، ناامید و ناکام می ماند. داستان «اصحاب کهف» که
این دعا از زبان آنها بیان شده است، سرمشق افراد با ایمان است. آنها در عصر دقیانوس می زیستند و در دل، اعتقادات یکتاپرستی
داشتند و چون حاضر نبودند اندیشه های مشرکانه حاکم و حکومت را بپذیرند، از دستگاه طاغوتی جدا شدند و هجرت کردند و به غاری
پناه بردند و در آنجا خواستار گشایش کارشان از سوی خداوند شدند.
چشم امید آنها به خدا بود و از غیر خدا هم، ترسی در دل نداشتند.
خداوند به مدّت 309 سال آنها را در آن غار، به خواب عمیقی
فرو برد و پس از گذشت سه قرن، وقتی بیدار یا زنده شدند، حکومت دقیانوس نابود و حکومت و تفکّر مشرکانه از بین رفته بود و مردم
یکتاپرست شده بودند.
جوان مردان اصحاب کهف، نمونه ای از انسان های مؤمن و مصمّم بودند که به هیچ قیمتی حاضر نشدند از عقاید
صحیح خویش دست بردارند.
زنده شدن دوباره آنها نیز، گواهی بر قدرت خداوند و حیات پس از مرگ و برهانی برای اثبات معاد بود.(1)
در این دعا، آنها از
خداوند دو چیز را خواستند: «رحمت» و «نجات».
خداوند رحمان هم پذیرفت. بدین ترتیب آنها، هم از شرّ حکومت طاغوت نجات یافتند و هم مورد توجه ویژه پروردگار قرار گرفتند. خدا
هم در قرآن از آنها به عنوان فِتْیَهٌ آمَنُوا بِرَبِّهِمْ؛ (کهف: 13) یاد کرده است؛ یعنی جوان مردانی که به خدای خود ایمان
داشتند، خداوند هم بر هدایت آنها افزود.
رحمت خدا، گاهی به صورت نجات انسان از جامعه کفرآلود و گاهی هم به شکل توفیق برای ایجاد تحوّل فکری و روحی در جامعه است و
اصحاب کهف از هر دو رحمت، برخوردار شدند.
آنان دوباره در همان غار، از دنیا رفتند و قبرشان مزار و عبادتگاه مردم گشت.
پینوشتها
- ۱- ( سریال «مردان آنجلس» که چند سال پیش از سیمای جمهوری اسلامی پخش شد، داستان همان جوانمردان بود )
- منبع: دعاهای قرآنی، جواد محدثی، تهران: مشعر، ۱۳۸۹.









