(وَاضْرِبُوهُنَّ) در آیه 34 نساء به چه معناست و آیا زدن زنان جایز است ؟

(وَاضْرِبُوهُنَّ) در آیه 34 نساء به چه معناست و آیا زدن زنان جایز است ؟

۰۱ مهر ۱۴۰۵ 0
الف) این آیه در صدد تعیین تکلیف زنان سرکش ازدواج کرده (نه مطلق زنان) است که ادامه زندگی مشترک خود را به خطر انداخته اند.
از این رو قرآن توصیه می کند که طی چند مرحله(1) با آنان برخورد شود:

اولاً موعظه و پند داده شود. ثانیاً مرد در بستر از او جدا شود تا دست از رفتار ناپسند خود بردارد.
ثالثاً به صورت آرامی تنبیه شود. که البته این آخرین راه حل است که در صورت ضرورت عمل شود و مسأله زن آزاری نیست بلکه تنبیه فرد خاطی است.

ب) در مورد تنبیه زنان سرکش (ناشزه) در احادیث اسلامی آمده است که با چوب مسواک بدون آن که سرخ یا سیاه شود عمل شود. یعنی به صورتی نرم و نازکشانه زده شود. «عن النبی صلی الله علیه و آله: ضرب بالسواک».(2) 
«عن الباقر علیه السلام: بانه الضرب بالسواک».(3)
«عن النبی صلی الله علیه و آله: اذا عصینکم فی المعروف ضرباً غیر مبرح».(4)

ج) اگر مردی زن خود را به صورتی بزند که سرخ و سیاه شود یا منتهی به شکستگی گردد. حکم قصاص جاری می شود.(5)

د) در این آیه احتمال نشوز مترتب بر آن موعظه است و جدا کردن بستر بعد از تحقق نشوز است؛ و زدن (تنبیه) بعد از اصرار بر نشوز است وگرنه فقط با احتمال نشوز نمی توان با زدن تنبیه کرد کما اینکه صاحب حدائق الناضره، شیخ یوسف بحرانی می نویسد: «فیکون معنی الآیه (وَ اللاّتِی تَخافُونَ نُشُوزَهُنَّ) فعظوهن فان نشزن فاهجروهن فی المضاجع فان اصررن فاضربوهنّ»؛ (1)«پس معنای آیه این است: اگر نشوز کردند پندشان دهید و اگر در مرحله بعد از بسترشان جدا شوید و اگر اصرار کردند، بزنید».

ه -) زدن زنان یک دستور بازدارنده اسلامی است که به نوعی زنان سرکش را می ترساند ولی در طول تاریخ اسلام حتی یک بار گزارشی نیافتیم که پیامبر صلی الله علیه و آله یا اهل بیت علیهم السلام همسر خویش را زده باشند. حتی نقل شده که پیامبر صلی الله علیه و آله این عمل را سرزنش فرمودند: «عن النبی صلی الله علیه و آله: لاتضربوا اماء الله عن رسول الله: ایضرب احدکم المرأه ثم یطلب معانتها»؛ (2)
«کنیزان خدا را نزنید - آیا یکی از شما همسرش را می زند سپس می خواهد با او همبستر شود؟!».

و) پذیرش زدن زنان به صورت نرم در قرآن زمینه ساز تغییر فرهنگ عرب جاهلی و نسخ تدریجی آن است(3) که نسبت به زنان جفا می کرد و آنها را زنده به گور می کرد و حقوق آنان را پایمال می نمود و زدن آنها با شدت امری عادی بود. و همین شیوه قرآن در طول تاریخ در مدت کمی تأثیر گذاشت و زنان جامعه اسلامی به چنان جایگاهی از عزّت و احترام دست یافتند که مثل فاطمه علیها السلام و زینب علیها السلام تربیت شدند و امام علی علیه السلام در شأن آن ها فرمود: «المرأه ریحانه»(1) زن گل است.

ز) حکم زدن افراد سرکش منحصر به زنان نیست و در قرآن کریم از نشوز و سرکشی مردان نیز سخن گفته است (بَعْلِها نُشُوزاً)2 ؛ «سرکشی یا رویگردانی شوهرش» و با الغای خصوصیت از آیه 34 نساء حکم نشوز فی الجمله در مورد مردان سرکش هم می تواند اجرا شود.
همان طور که برخی مراجع تصریح کرده اند که در صورت نشوز و سرکشی زوج که حقوق همسر خود را اداء نکند زوجه می تواند به حاکم شرع رجوع کند تا او را مجبور به انجام وظایف خود کنند و اگر انجام نداد او را تعزیر کنند.(2)

ح) در مورد «فاضربوهن» تفسیرهای دیگری نیز شده است بنابراین چند تفسیر برای آن متصور است.

1 - زدن نرم زنان با چوب مسواک (همان طور که گذشت و در احادیث اسلامی آمده است) بررسی: در این مورد ممکن است از دو جهت اشکال شود:
اول از جهت سند روایات همان طور که علامه بلاغی اشکال کرده است ولی این اشکال سندی با اجماع مسلمین بر غیر مبرح بودن (شدید نبودن) زدن جبران می شود. علامه بلاغی در تفسیرش بر آن است که هر چند روایات فوق الذکر (ضرب بالسواک و...) نمی تواند از لحاظ سندی قابل اطمینان باشد و آیه را تقیید کند ولی اجماع مسلمانان بر آن است که این ضرب غیرمبرح (غیر شدید) باشد. بنابراین جایز نیست ضرب شدید باشد.(1)
و دوم از جهت اینکه ممکن است چوب مسواک از باب تعیین مصداق باشد و حداقل مرتبه زدن را مشخص می کند. همان طور که صاحب جواهر به این مطلب تصریح کرده است.(2) ولی این اشکال هم ضرر نمی زند چرا که اجماع بر غیر مبرح بودن زدن است همان طور که صاحب جواهر نیز تصریح کرده است.(3) و برخی مراجع تقلید معاصر مثل امام خمینی رحمه الله و آیت الله مکارم شیرازی و آیت الله جوادی آملی فرموده اند. آیت الله مکارم شیرازی در پاسخ به سؤال در مورد آیه فوق می نویسند: «تنبیه بدنی همان طور که در کتب فقهی نیز آمده است باید ملایم و خفیف باشد به طوری که نه موجب شکستگی و نه مجروح شدن گردد و نه باعث کبودی بدن».(1)
مشابه این سخن از امام خمینی رحمه الله آمده است.(2) و نیز آیت الله جوادی آملی سخنی مشابه دارد.(3)

 2 - مسافرت، یعنی وقتی زن سرکشی می کند او را به مسافرت ببرید تا آرامش گیرد(4) یا مرد به مسافرت برود تا نوعی تنبیه برای زن باشد همان طور که پیامبر صلی الله علیه و آله هنگامی که از دست همسران خود ناراحت می شد به مکان دوری از مدینه به نام مشربه ام ابراهیم می رفت.(5) 
بررسی: احتمالات فوق با ظاهر آیه ناسازگار به نظر می رسد چرا که ماده «ضرب» اگر با «فی» متعدی شود (ضرب فی الارض) معنای مسافرت می دهد.

3 - زدن زن با حکم قاضی دادگاه جایز است؛ مثل حکم قطع دست دزد است.
(وَ السّارِقُ وَ السّارِقَهُ فَاقْطَعُوا أَیْدِیَهُما جَزاءً بِما کَسَبا نَکالاً مِنَ اللّهِ وَ اللّهُ عَزِیزٌ حَکِیمٌ)6 ؛ «و مردِ دزد و زنِ دزد، به کیفر آنچه به دست آورده اند [و] به خاطر مجازات [پیش گیرانه] الهی، دست هایشان را قطع کنید؛ و خدا شکست ناپذیری فرزانه است»
یعنی مرد باید به دادگاه نسبت به زن سرکش شکایت کند و اگر قاضی حکم به تنبیه کرد اجرا کند. یا بگوییم حداقل این مطلب در مورد مراتب بالای ضرب جاری است.
بررسی: اگر زدن زنان را مصداق نهی از منکر و یا نوعی تعزیر بدانیم در این صورت برای مراتب بالا (زدنی که مستلزم درگیری شدید و لطمه بدنی شود) حتماً نیازمند حاکم شرع خواهد بود.
اما سیاق آیه 34 نساء و آیه بعد که در مورد قاضی خانوادگی است می رساند که شارع در این آیات می خواسته که مسأله خانوادگی به نزد قاضی بیرونی نرود بلکه در درون خانه و فامیل حل و فصل شود. پس سیاق آیه با مطلب فوق نمی سازد علاوه بر آن که ممکن است بگوییم حکم سارق با حکم ضرب زنان متفاوت است چون حدّ سارق حدّ الهی است.

4 - زدن زن نوعی حکم ترساننده و بازدارنده نسبت به زنان سرکش است و هدف اجرای آن نیست از این رو پیامبر صلی الله علیه و آله و اهل بیت علیهم السلام آن را اجرا نکرده اند.
بررسی: بازدارندگی حکم ضرب مثل احکام شدید دیگر هم چون حد زانی و سارق امری طبیعی و با اقوال دیگر قابل جمع است و منافاتی با آن ها ندارد.

5 - حکم زدن زنان به صورت نرم زمینه ساز نسخ تدریجی این رفتارهای ناپسند است و این سیاست قرآنی نتیجه بخش بود.
بررسی: این مطلب خوبی است که با برخی اقوال دیگر مثل قول اول (ضرب با مسواک) و قول چهارم (حکم بازدارنده و غیراجرایی) سازگار است.

6 - این حکم مربوط به زن هایی است که مازوشیسم (آزار طلبی) هستند و از نظر روان کاوی تا زده نشوند آرام نمی گیرند.(1) برخی از روان شناسان نیز در مورد تنبیه بدنی برخی افراد با شرایط خاص بدون ضرب شدید و... نظر مثبت دارند.
بررسی: این مطلب می تواند مؤیدی در مورد برخی زنان بیمار و برخی زدن ها باشد ولی آیه اطلاق دارد بنابراین پذیرش احتمال فوق در تفسیر آیه مشکل است.

7 - از سخن برخی مفسران معاصر بر می آید که این زدن از باب اجرای احکام الهی بر زن که از باب نهی از منکر است.(1) و به نوعی مرد نایب مناب قاضی می شود. و از باب قیمومیت مرد نیست.
بررسی: برای نهی از منکر شرایطی گفته اند از جمله شناخت منکر و تأثیر آن، و این که شخص در حد قاضی آگاه باشد تا بتواند اجرا کند وگرنه زدن، ساقط و ممنوع می شود. بنابراین دیدگاه با دیدگاه سوم و چهارم قابل جمع است.

8 - ظاهر آیه را اخذ کنیم و بگوییم هر گونه زدن زنان ناشزه توسط شوهران جایز است. بررسی: این مطلب با روایات تفسیری (ضرب با مسواک) ناسازگار است. در ضمن اگر باب زدن زنان این گونه باز شود برخی مردان از آن سوء استفاده می کنند. علاوه بر آن که این مطلب با سیره پیامبر صلی الله علیه و آله و اهل بیت علیهم السلام ناسازگار است که گزارشی نیافتیم که همسران خود را زده باشند. بلکه در برخی احادیث اهل بیت علیهم السلام از زدن زنان منع شده است و آن را مستلزم قصاص معرفی کرده است و در ابتدای بحث گذشت که برخی مفسران نیز حکم قصاص را بر آیه فاضربوهنّ حاکم دانسته اند.(2)

جمع بندی و نتیجه گیری با توجه به اقوال گذشته به صورت قطعی نمی توان گفت که مقصود آیه از «ضرب» زدن مطلق باشد و در صورتی که مقصود زدن باشد زدن نرم با مثل چوب مسواک است (به دلیل روایات و اجماع) اگر شدید شد موجب ضمان و قصاص می شود. اگر نگوییم که مطلب نسخ تدریجی شده است.

پی‌نوشت‌ها

  • ۱- هر چند «واو» به معنای ترتیب نیست اما معنا دارد. یعنی از خفیف به شدید منتقل شوید.
  • ۲-تفسیر تبیان، شیخ طوسی، ذیل آیه 34 نساء.
  • ۳- تفسیر نورالثقلین، ج 1، ص 478.
  • ۴- تفسیر الدّر المنثور، ج 2، ص 155.
  • ۵- تفسیر من وحی القرآن، علامه فضل الله، ج 7، ص 228.
  • ۶- صاحب حدائق الناضره، بحرانی، ج 24، ص 532 (دارالاضواء) صدر سخن صاحب حدائق این گونه است:«وظاهر جماعه منهم المحقق فی الشرایع والعلامه فی القواعد جعل الامور الثلاثه منزله علی الحالین - اعنی ظهور امارات النشوز و تحققه بالفعل فانهم جعلوا الوعظ والهجر متعلّقاً علی ظهور اماراته والضرب منوطاً بحصوله بالفعل والعلامه فی التحریر و قوله جمع من الاصحاب فصلّوا فی المسأله تفصیلاً آخر فجعلوا الامور الثلاثه مترتبه علی مراتب ثلاثه من حالها فمع ظهور امارات النشوز یقتصر علی الوعظ و مع تحقّقه قبل الاصرار ینتقل الی الهجر فان لم ینجع واصرّت انتقل الی الضرب».
  • ۷- تفسیر المیزن، ذیل آیه 34 نساء.
  • ۸- ر. ک: شبهات وردود، آیت الله معرفت، ص 150-174.
  • ۹- الکافی، ج 5، ص 510.
  • ۱۰- تحریرالوسیله، کتاب النکاح، مسئله 2، ص 919.
  • ۱۱- تفسیر آلاء الرحمن، ذیل آیه 34 نساء.
  • ۱۲- مرحوم نجفی در جواهر الکلام می نویسد:«وکذا الکلام فی الضرب، فیقتصر علی ما یوصل معه طاعتها، فلایجوز الزیاده علیه مع حصول الغرض به، والاّ تدرج الی الاقوی فالاقوی مالم یکن مدمیا ولامبرحا وابتداؤه الضرب بالسواک و علیه یحمل ما عن الباقر علیه السلام من تفسیره به، لا انه منتهاه، ضروه منافاه اطلاقه الایه وما دل علی النهی عن المنکر و بُعد عن حصول الغرض به دائماً، مضافاً الی اطلاق کلمات الاصحاب، نعم ینبغی اتقاء المواضع المخوفه کالوجه والخاصره و مراق البطن و نحوه و ان لایوالی الضرب علی موضع واحد، بل یفرق علی المواضع الصلبه مراعیاً فیه الاصلاح لاالتشفی والانتقام. بل فی المسالک انه یحرم بقصده مطلقاً، بل بدون القصد الماذون لاجله، وحصل بالضرب تلف وجب الغرم، لاطلاق ادلته الذی لاینافیه الرخصه فیه، مع ان المرحض فیه غیر المغروض من الضرب، کما لا ینافیه عدم الضمان بضرب الولی الصبی تأدیباً الذی یمکن الفرق بینهما بعد تسلیم ذلک فیه بان الضرب الزوج لمصلحته بخلافه فی الولی الذی هو محسن محض و لذا کان للاول العفو بل فی بعض النصوص النهی عن الضرب بخلاف الثانی والله العالم». (مستدرک الوسایل، باب 65، من ابواب مقدمات نکاح، حدیث 2 و جواهر الکلام، ج 33، ص 213-212)
  • ۱۳- همان.
  • ۱۴- یکصد و هشتاد پرسش و پاسخ، ص 481.
  • ۱۵- تحریر الوسیله، ج 3، ص 545 (ترجمه) مسأله اول بحث نشوز.
  • ۱۶- تسنیم، ج 18، ص 576.
  • ۱۷- این مطلب از مرحوم آیت الله دکتر بهشتی نقل شده است.
  • ۱۸- ر. ک: عبدالحمید احمد ابوسلیمان، ضرب المرأه وسیله لحل الخلافات الزوجیه، ص 35. و نیز مقاله بررسی تاریخی جایگاه زن در جاهلیت و قرآن با توجه به آیه ضرب، دکتر علی معموری - زهرا خوش سخن مظفر، مجله پژوهشنامه علوم و معارف، ج 6، ص 90.
  • ۱۹- تفسیر نمونه، ج 3، ص 475.
  • ۲۰- تسنیم، ج 18، ص 561.
  • ۲۱- مستدرک الوسائل، ج 14، ص 250. «انی اتعجب ممن یضرب امرأته و هو بالضرب اولی منها لاتضربوا نسائکم بالخشب فانّ فیه القصاص ولکن اضربوهنّ بالجوع والعری حتی تربحو فی الدنیا و الآخره».
  • منبع: شبهات روزآمد/ جمعی از پژوهشگران قرآنی [مرکز تحقیقات قرآن کریم المهدی]؛ زیر نظر محمدعلی رضایی اصفهانی.قم: انتشارات پژوهش های تفسیر و علوم قرآن، 1391

کانال قرآن و حدیث را درشبکه های اجتماعی دنبال کنید.
آپارات موسسه اهل البیت علیهم السلام
کانال عکس نوشته قرآن و حدیث در اینستاگرام
تلگرام قرآن و حدیث
کانال قرآن و حدیث در ایتا
کانال قرآن و حدیث در گپ
پیام رسان سروش _ کانال قرآن و حدیث