شهاب سنگ ها
۱۱ مهر ۱۴۰۵ 0 معارف
قرآن کریم در آیه شانزده و هفدهم و هجدهم سوره حجر به نعمت های الهی در پهنه آسمان مثل حفظ آن از جاسوسان اشاره کرده و می
فرماید:
(وَ لَقَدْ جَعَلْنا فِی السَّماءِ بُرُوجاً وَ زَیَّنّاها لِلنّاظِرِینَ وَ حَفِظْناها مِنْ کُلِّ شَیْطانٍ رَجِیمٍ إِلاّ
مَنِ اسْتَرَقَ السَّمْعَ فَأَتْبَعَهُ شِهابٌ مُبِینٌ )؛ «و به یقین در آسمان برج هایی قرار دادیم و آن را برای بینندگان
آراستیم؛ و آن را از هر شیطان رانده شده ای حفظ کردیم؛ مگر آن کس که دزدانه گوش فرا دهد و شهابی روشن او را دنبال کند»(1).
نکات و اشارات
1. واژه «بُرُوج» در اصل به معنای ظهور است و از این روست که به ساختمان های بلند که بروز خاصی دارد برج گفته می شود و ستاره
شناسان نیز به منزلگاه های خورشید و ماه «بُرج» گویند، که همان محل عبور خورشید و ماه از مقابل صورت های فلکی یا مجموعه های
ستارگان است(2).
برخی مفسران نیز گفته اند که «بُروج» به معنای قصرهای عالی است و به ستارگان نیز برج می گویند چرا که ستارگان برای سیارات
مثل منزل هایی برای ساکنان هستند. البته ممکن است در اینجا «بُروج» کنایه از وجود رهبران الهی و دانشمندان متعهد نیز باشد.
2. در این آیه اشاره شده که آسمان را برای بینندگان زینت دادیم و آراستیم، آری منظره شاعرانه آسمان در شب هر بیننده ای را به
خود جذب می کند، ستارگانی که چشمک می زنند، و برخی خیره خیره به ما نگاه می کنند و مجموعه هایی که گویی با هم انجمنی ساخته
اند و گاهی شکل های
اعجاب آمیزی به خود می گیرند. و از همه مهم تر زیبایی های علمی آسمان و اسرار فراوان آن است که هزاران سال است کیهان شناسان
را به خود مشغول کرده است، راستی که «چرخ با این اختران نغز و خوش و زیباستی»!
3. واژه «سَماء» به معنای آسمان است، که در بسیاری از آیات قرآن به معنای همین آسمان حسّی و مادی (یعنی جوّ زمین یا فضای محل
ستارگان، سیارات، منظومه شمسی و کهکشان هاست). ولی گاهی واژه آسمان در قرآن به معنای آسمان معنوی است که همان مقام قدس و
عالم وجود برتر است(1) که در اینجا ممکن است همین معنای دوم نیز مقصود باشد.
4. واژه «شِهاب» به شعله خارج شده از آتش گفته می شود و نیز به سنگ هایی گفته می شود که در آسمان سرگردانند و گاهی تحت تأثیر
نیروی جاذبه زمین قرار می گیرند و به سوی آن کشیده می شوند و بر اثر سرعت برخورد با امواج هوا، سوزان و شعله ور می شوند و
گاهی خاکستر شده و به زمین نمی رسند و گاهی قطعه ای از این سنگ ها به زمین می رسد. البته در این آیه ممکن است شهاب کنایه از
امواج نیرومند علم و تقوای دانشمندان متعهد باشد.
5. واژه «شیطان» در اصل به معنای هر موجود شرور و وسوسه گر و متمردی است. اما گاهی به معنای همان ابلیس می آید یعنی موجود
خبیثی که باعث انحراف حضرت آدم شد و در اینجا ممکن است مقصود هر دو معنا باشد.
6. مضمون این سه آیه در سوره ی صافات آیات 6 تا 10 تکرار شده است(2) و مفسران قرآن در مورد این آیات چند تفسیر ارائه کرده
اند(3):
الف: برخی مفسران همان معنای ظاهری آیه را پذیرفته اند، که مقصود همین آسمان حسّی و همین شهاب سنگ های آسمانی است که در شب
می بینیم. و شیطان همان موجودات خبیثی هستند که می خواهند به آسمان ها بروند و از اخبار ماورای زمین مطلع شوند و برای دوستان
زمینی خود جاسوسی کنند، اما شهاب سنگ ها همچون تیری به سوی آن ها پرتاب می شوند و آن ها را از رسیدن به هدف باز می دارند.
ولی برخی از مفسران این دیدگاه را ردّ می کنند چراکه بر اساس نظریات فلکی قدیم است(1) و این در حالی است که انسان از جوّ
زمین عبور کرده و به کره ماه نیز رفته است و شهاب مخصوص جوّ زمین است. البته ممکن است رابطه ای خاص بین شهاب سنگ های مادی و
شیاطین وجود داشته باشد که هنوز برای بشر کشف نشده است، هر چند که ربطی به نظریات فلکی قدیم نداشته باشد.
ب: برخی مفسران این تعبیرات را کنایه و تشبیه و مثال دانسته اند، که برای روشن شدن حقایق غیر حسّی بیان شده است. و مقصود از
آسمان، جایگاه فرشتگان و عالم ملکوت و ماوراء طبیعت است که شیطان ها می خواهند به این آسمان برتر نزدیک شوند تا از اسرار
خلقت و حوادث آینده اطلاع یابند، ولی با انوار ملکوتی رانده می شوند(2).
ج: برخی مفسران آیات فوق را کنایه از انسان هایی دانسته اند که در زندگی مادی زمینی زندانی شده اند و چشم خود را به جهان
برتر نمی اندازند و به آوای آن گوش فرا نمی دهند، و شهاب های خودخواهی و شهوت و طمع و جنگ های خانمانسوز آن ها را از درک
معانی والا محروم می سازد(3).
د: برخی مفسران برآنند که مقصود از آسمان در اینجا آسمان حق، ایمان و معنویت است که همواره شیطان ها و وسوسه گران می خواهند
در این محدوده راه یابند و از طریق وسوسه ها به دل های مؤمنان راستین و حامیان حق نفوذ کنند، اما ستارگان آسمان حقیقت یعنی
رهبران الهی همچون پیامبران و امامان و دانشمندان متعهد، با امواج نیرومند علم و تقوا و قلم و زبان، بر آنان هجوم می برند، و
آن ها را از نزدیک شدن به آسمان معنویت باز می دارند(1) و(2).
البته ممکن است آیه دارای بطن و معانی مختلفی باشد و برخی به
صورت کنایه و مثال باشد پس مانعی ندارد که مقصودآیه چند تفسیر اخیر باشد. هرچند که تفسیر دوم و چهارم مناسب تر به نظر می
رسد.
7. از برخی احادیث استفاده می شود که ممنوع شدن شیاطین از صعود به آسمان ها و رانده شدن آن ها به وسیله ی شهاب ها، از هنگام
تولد عیسی آغاز شد، و در هنگام تولد پیامبر صلی الله علیه و آله کاملاً ممنوع شد(3). از اینگونه احادیث استفاده می شود که
رابطه ای بین تولد مسیح علیه السّلام و پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله با طرد شیاطین از آسمان وجود دارد. یعنی پس از ظهور
دین مسیح و اسلام، و جهان گیر شدن آن ها، بسیاری از توطئه های شیطانی خنثی شد و بساط بت پرستی و پیروی از شیطان در بسیاری از
نقاط جهان برچیده شد و بشریت گام های بلندی به طرف معنویت و حقیقت برداشت.
8. در قرآن کریم برای ستارگان آسمان چند تعبیر بکار رفته است، گاهی از آن ها با عنوان بُروج و گاهی با عنوان نجوم و کواکب
یاد شده است(4). ولی ستاره یک مفهوم مادی و حسّی دارد که همین ستارگان آسمان
هستند که در شب می بینیم و وسیله راهیابی کشتی ها و مسافران بیابان هاست. اما ستارگان یک مفهوم معنوی نیز دارند، که اشاره به
رهبران الهی و دانشمندان هستند. که نقش ستارگان را در جوامع بشری ایفا می کنند و مردم را در تاریکی های جهل و خرافات با نور
خویش هدایت می کنند و راه سعادت را به مردم نشان می دهند.
در احادیث متعددی از پیامبر صلی الله علیه و آله و اهل بیت علیهم السّلام حکایت شده که فرمودند: «آل محمد همان ستارگان
هستند»(1) و(2).
جمع بندی و نتیجه گیری
1. با توجه به تفسیرهای متعدد در مورد «شهاب» نمی توان یک دیدگاه را به صورت قطعی به قرآن نسبت داد یعنی این آیات از
متشابهات است که هنوز تفسیر قطعی آن روشن نیست.
2. با توجه به تفاسیری که از آیات شهاب شده است تعارض حقیقی بین قرآن و علم در دین مورد وجود ندارد چون که معلوم نیست قرآن
به صورت قطعی همین شهاب سنگ های سرگردان در آسمان را می گوید. و نیز دانش کیهان شناسی وجود شهاب سنگ ها و حرکت آن ها را
توضیح می دهد ولی ارتباط آن ها با موجودات فرامادی (مثل شیاطین) را نفی یا اثبات نمی کند چون این امور اساساً از قلمرو علوم
تجربی خارج است. بنابراین اگر روزی ثابت شود که شهاب سنگ ها ربطی به شیاطین ندارد، حداکثر در این مورد ظاهر آیات با ظاهر علم
معارض است که با وجود توضیح های تأویلی از آیات که مفسران
فرموده اند این آیات تأویل می شود و تعارض ظاهری بر طرف می گردد. البته تا وقتی که علم کیهان شناسی به صورت قطعی در این مورد
مطلبی را اثبات یا نفی نکرده است نمی توانیم از ظواهر قرآن دست برداریم.
3. این که برخی مفسران قدیمی در مورد تفسیر شهاب و تطبیق آن با علوم خطاکرده باشند زیانی به قرآن نمی زند چراکه نظریه پردازی
و خطاهای علمی در همه ی علوم بشری وجود دارد و منحصر به حوزه ی تفسیر نیست (همان طور که گذشت.) پس این همه تاختن بر مفسران
بزرگ مثل علامه طباطبائی رحمه الله که احتمالات تفسیری را در آیات شهاب بیان کرده است برای افرادی مثل آقای دکتر سروش زیبنده
نیست مگر در فلسفه علم و فلسفه غرب و شرق که دکتر سروش مطالعاتی در این موارد دارد این گونه اختلاف نظرها وجود ندارد. و آیا
این تضارب آراء موجب پیشرفت دانش بشری نمی شود و آیا تغییر نظریه های اصالت وجود و ماهیت و... در فلسفه موجب بطلان علم فلسفه
و سرزنش فیلسوفان می شود(1).
4. آقای دکتر سروش بر آن است که کسی از تفسیر آیات شهاب قرآنی و رابطه آن با شیاطین طرفی نمی بندد و این ها از جنس علم ناقص
زمانه اند(2) که البته ادعای دوم بدون دلیل و استناد است و ادعای اول همه با توجه به فواید معرفتی و جهان شناختی این آیات بر
طرف می شود.
پینوشتها
- ۱-ر. ک: نامه «طوطی و زنبور» (پاسخ دوم به آیت الله سبحانی)، دکتر عبدالکریم سروش، اردیبهشت 1378، ص 14.
- ۲-ر. ک: تفسیر برهان ج 1، ص (مقدمه) و المیزان، ج 3، ص 75 و مشابه این حدیث در عیون اخبار الرضا علیه السّلام، ج 1، ص 116 و بحارالانوار، ج 89، ص 107 و سنن ترمذی، ج 5، ص 199.
- ۳-حجر: 16-18.
- ۴-صورت های فلکی، همان مجموعه ستارگانی است که شکل خاصی دارند و گاهی به صورت عقرب یا قوس یا میزان هستند. که منزلگاه های عبور خورشید به همین نام ها نامیده شده است و در فارسی به نام های فروردین، اردیبهشت و... و در عربی به نام های حمل، ثور، جوزا، سرطان، اسد، سنبله، میزان، عقرب، قوس، جدی، دلو و حوت است این دوازده برج بر دائره ای فرضی بنام منطقه البروج هستند.
- ۵-نک: تفاسیر قرآن ذیل اعراف/ 40 و ابراهیم/ 24.
- ۶- البته در اوایل سوره جن (6-9) همین مضمون آمده است اما در مورد جن ها است که ممکن است با مطالب سوره حجر و صافات متفاوت باشد.
- ۷- برخی مفسران گفته اند که این آیات از متشابهات قرآن است، که ما حقیقت مطالب آن را متوجه نمی شویم. و فهم آن ها به ما ارتباطی ندارد. که البته این سخن قابل پذیرش نیست چون قرآن کتاب نور و هدایت است که برای فهم بشر آمده است
- ۸-نک: تفسیر کبیر فخر رازی، روح المعانی آلوسی، المیزان علامه طباطبائی، ج 17، ص 130.
- ۹- المیزان، همان.
- ۱۰-الجواهر، طنطاوی، ج 8، ص 11، و ج 18، ص 10 (ایشان نظر دومی نیز دارند که این آیات را اشاره به احضار ارواح و تماس زندگان با روح مردگان و محدودیت ارواح در استفاده از اطلاعات جهان دیگر می دانند).
- ۱۱-نمونه، ج 11، ص 51-49.
- ۱۲-رخی صاحب نظران مثل عبد الرزاق نوفل، برآنند که این آیات اشاره به موجودات پیشرفته کرات دیگر دارد که امواج نیرومند رادیویی از فضا برای ما می فرستند که برخی سعی می کنند آن ها را دریافت کنند، ولی اشعه نیرومندی آن ها را دور می راند. (در قرآن بر فراز اعصار، ص 258 ترجمه)
- ۱۳-نور الثقلین، ج 3، ص 5 و قرطبی، ج 5، ص 3626 و صافی، ج 3، ص 103.
- ۱۴-نک: صافات/ 6 و انعام/ 97.
- ۱۵- (وَ هُوَ الَّذِی جَعَلَ لَکُمُ النُّجُومَ لِتَهْتَدُوا بِها فِی ظُلُماتِ الْبَرِّ وَ الْبَحْرِ)؛ (و او کسی است که ستارگان را برای شما قرار داد، تا به وسیله ی آنها، در تاریکی های خشکی و دریا، راه یابید) انعام/ 97 - وقال: النجوم آل محمد (نور الثقلین، ج 1، ص 75 و صافی، ج 2، ص 142)
- ۱۶- برای اطلاع بیشتر از آیات نجومی قرآن ر. ک: پژوهشی در اعجاز علمی قرآن، ج 1، دکتر محمد علی رضایی اصفهانی؛ و قرآن و کیهان شناسی، عیسی مسترحمی.
- ۱۷-ر. ک: نامه «بشر و بشیر» (پاسخ اول به آیت الله سبحانی) دکتر سروش، روزنامه کارگزاران، 19 و 86/12/20 تفسیر برهان ج 1، ص (مقدمه) و المیزان، ج 3، ص 75 و مشابه این حدیث در عیون اخبار الرضا علیه السّلام، ج
- ۱۸-ص 116 و بحارالانوار، ج 89، ص 107 و سنن ترمذی، ج 5، ص 199.
- ۱۹- همان و نیز نامه طوطی و زنبور، اردیبهشت 1387، ص 14.
- منبع: شبهات جدید/ جمعی از پژوهشگران قرآنی [مرکز تحقیقات قرآن کریم المهدی]؛ زیر نظر محمدعلی رضایی اصفهانی.قم: انتشارات پژوهش های تفسیر و علوم قرآن، ۱۳۹۰









